عيدها تنها زماني است كه بچه ها بدون اين كه مجبور باشند تشكر كنند،هديه مي گيرند
آلفرد هيچكاك (كارگردان )
بچه هاي كوچك ، بيش از هر چيز ديگري مرا مي ترسانند.
پيربورداژ(نقاش فرانسوي )
بچه ها تصور مي كنند همه چيز برايشان امكان پذير است .بزرگتر ها مطالبق امكاناتشان عمل مي كنند.پيرها احساس مي كنند همه زندگيسان را به دنبال چيز هاي غيرممكن دويده اند.
يوستين گوردر (نويسنده و فيلسوف نروژي )
بچه ها هيچ وقت پيش داوري نمي كنند.اين اولين ويژگي يك فيلسوف بزرگ است . يك بچه جهان را همان طور كه هست و بدون پيش داوري ، يعني چيزي كه نگرش ما بزرگسالان را تحريف مي كند مي بيند.
آليس فرني (اديب فرانسوي )
اين كه ما به بچه ها ياد مي دهيم همه مشكلات فقط و فقط يك راه حل دارند،كار بسيار اشتباهي است
گوته (نويسنده و شاعر آلماني )
با بچه داشتن ،شما پدر و مادر نمي شويد،همانطور كه با پيانو داشتن ،پيانيست نمي شويد.
آندره ژيد(نويسنده فرانسوي )
اگر انسانها ما را طرد كنند.بهتر از اين است كه مورد تنفر بچه ها باشيم
آنا گاوالدا (نويسنده فرانسوي )
من دوست دارم بر دو چيز از نزديك حكمراني كنم :كتابها و بچه ها ،ولي از شانس بد تسلط بر اين دو كاري غير ممكن است .
ژان پياژه (روان شناس سوئيسي )
هر نكته اي را كه به كودك ياد مي دهيم ،از اختراع و اكتشاف آن جلوگيري مي كنيم
ژان لاكان (روان شناس فرانسوي )
يك بچه را با يك سيب و يك خرگوش در گهواره بگذاريد اگر او خرگوش را خورد و با سيب بازي كرد ،برايتان يك ماشين نو مي خرم
آلبركامو(نويسنده فرانسوي )
درد و رنج يك بچه وقتي عادلانه نباشد،بسيار نفرت انگيز و دردناك است.
كريستين بوبن (نويسنده فرانسوي )
بچه ها مثل دريانورداني هستند كه به هر نقطه اي نگاه مي كنند آن جا بيكران و وسيع است .
اسكاروايلد(نويسنده انگليسي )
بچه ها با دوست داشتن والدينشان زندگي مي كنند.وقتي بزرگ مي شوند،دوباره آنها قضاوت مي كنند و گاهي هم آنها را مي بخشند.
ضرب المثل چيني
پول ، ثروت بي جان است ،ولي بچه ها ثروت زنده هستند.
ژيلبرت سزبرون(نويسنده فرانسوي )
استعداد بچه ها اين است كه همه چيز را كشف مي كنند،بدون اين كه اسمش را بدانند.
آلبرت انيشتين (دانشمند آلماني )
تا زماني كه بچه هاي بدبخت در دنيا وجود دارند . كلمه پيشرفت معنايي ندارد.
الكساندر دوماي پدر (نويسنده فرانسوي )
چطور ممكن است بچه ها اين قدر باهوش باشند،در حالي كه خيلي از آدم بزرگ ها نادانند؟
كلود ميلر
تنها سلاح بچه ها عليه دنيا ، تصوراتشان است
دنياى ذهن از اين مقولههاست؛ قابل رؤيت نيست؛ ولى قابل توصيف، تحليل و شناسايى است و دنياى علم و كاروان انديشه بشرى، بعد از ايجاد رشتههاى متعدد و متنوع، به آن دست يازيده كه يكى از اين عوالم و دانشهاى جديد، دنياى روانشناسى است. سعى شده است تا در اين مقاله، به اين بحث پرداخته شود.
هوش و قواى ذهنى از هوش كلامى شروع مىشود و تا هوش طبيعى گسترش مىيابد.
فردى به نام گاردنر (1683 تا 2002م.) مطالعات وسيعى بر روى هوش انجام داد و ديگران نيز روى نظريه او كار كردهاند.
او معتقد به وجود هشت نوع هوش است كه در ذيل با اين هشت هوش و حتى مشاغلى كه اين هوشها در آنها نقطه قوت است (نه قطعيت و حتميت) آشنا مىشويم.
1. هوش و مهارتهاى كلامى
اين هوش و قواى ذهنى، شامل توانايى تفكر كلامى و استفاده از زبان براى بيان منظورهاست؛
يعنى افرادى كه بتوانند از كلام، در گستره وسيعى، جهت تبيين مقاصد و استدلالات خود استفاده نمايند. كلام، تراوشات ذهنى را به اصوات تبديل مىكند و بسيارى از متكلمان هم زيبا مىگويند؛ هم زيبا مىنويسند و هم زيبا تحليل مىكنند.
از صدرالدين شيرازى (فيلسوف متأخر اسلامى) سؤال شد كه تفاوت پيامبران و فيلسوفان چيست؟
او جواب داد «پيامبر آن كسى است كه با كشتى وحى، انسانها را از يك طرف اقيانوس ناآرام زندگى و حيات، به طرف ديگر مىبرد و فيلسوف و دانشمند تلاش دارد تا به واسطه نيرو و قواى ذهنى و فكرى خود مردم را تنها از يك طرف ساحل به طرف ديگر ساحل برساند».1
افراد نمونه اول در مشاغل مختلفى مانند: مؤلفان، روزنامهنگاران، سخنوران، مبلغان دينى، سخنرانان پرشور و حتى مدرسان و استادان موفق در ارتباط كلامى وجود دارند.
گاهى حتى در بين كم سوادان پيرامون ما نيز چنين افرادى يافت مىشوند كه قدرت كلامى فوق العادهاى دارند.
2. هوش و مهارت رياضى
اين گونه افراد، داراى قدرت و توانايى انجام عمليات رياضىاند. اين مهارت به استدلال و درك روابط عددى و منطق اعداد، اشكال، فضاى هندسى و رياضى ذهنى منتهى مىشود.
دقت، سرعت، دركهاى فراشناختى و استدلال هندسى و رياضى در اين افراد بسيار بالاست.
مشاغل مورد توجه و يا مناسب اين افراد، عبارتند از: مهندسى، حسابدارى، دانشمندى و نظريهپردازى.
3. هوش و مهارت فضايى
افرادى كه داراى مهارت فضايىاند، كسانى هستند كه توانايى تفكر سه بعدى را دارند. از اين رو به خوبى در تحصيل موقعيت يا شرايط فيزيكى و فضايى، پشت تركيبها را مىبينند. مشاغلى مورد توجه يا مناسب اين افراد، عبارتند از: معمارى، نقاشى، ملوانى و....
4. هوش و مهارت بدنى - جنبشى
اين افراد داراى روحيه جنبشى و عدم سكون و تحرك زياد و دستكارى اشيا و ابزار و محيط فيزيكى پيرامون خود مىباشند و اصطلاحاً با ابزار و وسايل فيزيكى پيرامون مأنوس مىباشند و داراى تبحر جسمىاند.
مشاغل مورد علاقه و مناسب اين افراد عبارتند از: جراحى، صنعت گرى، هنرهاى زيبا و تئاترهاى پرتحرك و ورزش.
5. هوش موسيقيايى
اين دسته از افراد نسبت به اصوات و صداها و زير و بم بودن آهنگها حساس هستند. ريتم و تن صداها را مىشناسند و دقت فوق العادهاى در تشخيص صداهاى مختلط دارند.
مشاغل و حرفههاى گرايشى يا مورد علاقه اين افراد، عبارتند از: آهنگ سازى، موسيقى، نكتهسنجى و نقادى.
6. هوش و مهارت ميان فردى
اين رشته از افراد، توانايى بالايى در درك ديگران، تيپشناسى، قرائت ذهن از حالات و سكنات افراد و ايجاد ارتباط و تعامل مثبت و مؤثر با ديگران را دارند و حتى در زندگى خصوصى و زناشويى موفق ظاهر مىشوند و در تربيت عاطفى فرزندان نيز موفق مىباشند.
مشاغل گرايشى يا مورد علاقه اين افراد، عبارتند از: معلمى، روانشناسى، روانكاوى، بهداشت روانى، مشاوره و....
7. هوش و مهارت درون فردى
اين مهارت در افرادى است كه توانايى فهم خود را دارند؛ يعنى اهل غور و تفحّص در خويش هستند و بيشتر جستوجو گر درون خويشند.
مشاغل مورد علاقه و يا توصيه شده به اين افراد، عبارتند از: الهيات، روانشناسى و انسانشناسى.
8. هوش و مهارت طبيعى
توانايى مشاهده الگوهاى طبيعت، فهم نظامهاى طبيعى و مصنوعى ساخته انسان و غور در طبيعت بىجان و جاندار، ويژگىهاى اين گونه افراد است.
مشاغل و علايق اين گونه افراد، عبارتند از: كشاورزى، گياهشناسى، بوشناسى، نقاشى چشماندازها و هر نوع كار مربوط به طبيعت.
نبايد فراموش كنيم كه بسيارى از افراد از تمامى هوشهاى هشت گانه و قواى ذهنى بهره دارند؛ اما گاهى بعضى افراد در برخى هوشها قوىتر و در برخى ضعيفترند و نبايد فراموش كنيم كه اغلب افراد تركيبى از اين هوشهاى چندگانهاند.
نكته ديگر اين كه داشتن استعداد و هوش يا قواى ذهنى در اين نوع خاص، باعث گرايش به كارهاى مشابه، موازى يا جايگزين نيز مىشود.
بسيارى از افرادى كه به معمارى گرايش داشتهاند و داراى هوش فضايىاند، گاهى به هنر و خصوصاً سينما و فيلم سازى كشيده مىشوند كه اين تفكرى چند بعدى است و دقيقاً با مهارت و هوش فضايى هماهنگى دارد. در جامعه ما نيز اين افراد زيادند. شهيد آوينى، داود ميرباقرى و... نمونههايى از اين افرادند.
مهارتهاى طبيعى، آخرين اضافات گاردنر به نظريه هوشهاى متعدد است. گرى لارسون، كاريكاتوريست مشهور، مهارتهاى طبيعى بىنظيرى دارد. لارسون در دوران كودكىاش علاقه وافرى به علم و طبيعت داشت؛ ولى به جاى آن كه به دنبال اين رشته برود، علاقهاش را در كاريكاتورهايش بروز داد و جالب اين كه گواه مهارتهاى طبيعى لارسون اين است كه زيست شناسان نام برخى از گونههاى جانورى را از كاريكاتورهاى او گرفتهاند.
نكته حائز اهميت اين است كه گر چه او فعاليت جايگزينى را انتخاب كرد، اما ذوق تخصصى او باعث خلق آثار مىشد كه گرايش به هوش او داشت و استفاده كنندگان از آثارش نيز بيانگر اين موضوع مىباشند.
گاردنر معتقد است كه آرامش، مطالعه آثار ارزشمند و منطقى، فلسفى، ادبى، بالنده و دورى از آثار مخرب و تعديل لذتها، ظهور و بروز اين قواى ذهنى، استعدادها و هوشها را دو چندان مىكند.
همچنين طى تحقيقات گاردنر صدمه مغزى، به اين هوشها آسيب مىرساند. هر يك از اين هوشها، مستلزم وجود مهارتهاى شناختى خاصى هستند و هر يك در آدمهاى سرآمد و عقب ماندگان ذهنى يا مبتلايان به گوشهگيرى، برجسته مىشوند.
اخيراً در آموزشهاى مدرسهاى و دانشگاهى به نظريه گاردنر توجه شده و برنامه آموزشى و آزمايش طرح طيف مهارتها و توانمندىهاى ذهنى با اين ايده شروع مىشود كه هر دانشآموزى در يك يا چند حوزه، توانمندى بالايى دارد.
آيا آدمها هوش عمومى و قواى ذهنى متفاوتى دارند؟
چارلز اسپيرمن معتقد بود كه آدمها داراى هوش عمومى2 و هوشهاى اختصاصى3 مىباشند؛ اما نظريه هوشهاى هشتگانه گاردنر اين مسئله را عميقتر مطرح ساخت و به طور كلى اختلاف نظر در مورد وجود يا عدم وجود برخى جنبههاى هوش عمومى وجود دارد و اختلاف نظر در مورد ماهيت هوشهاى اختصاصى نيز ادامه دارد.
يكى از ويژگىهاى عمده تعدد يا عميق بودن هوش و قواى ذهنى افراد، ظهور خلاقيت4 است.
خلاق بودن چيست؟ خلاقيت، نوين، متفاوت و حتى غيرمعمول فكر كردن و رسيدن به راههاى نامتعارف است.
نبايد فراموش كنيم كه هوش و خلاقيت، يكى نيستند؛ از اين جهت، بسيارى آدمهاى باهوش گاهى چيزهايى توليد يا عرضه مىكنند كه لزوماً نوين نيستند. همچنين گاهى آدمهاى بسيار خلاق به حرف جمع گوش نمىكنند؛ ولى آدمهاى بسيار باهوش، اغلب دنبال خشنود كردن جمع هستند.
آدمهاى خلاق، اغلب متفكران واگرا هستند. در تفكر واگرا، فرد براى يك سؤال، جوابهاى زيادى توليد مىكند. اگر بخواهيم قضيه هوش و خلاقيت را بيشتر باز كنيم، بايد بگوييم كه خلاقيت زاييده هوش است و اين قاعده حاصل مىشود كه اكثر خلاقها باهوشند؛ ولى اكثر باهوشها خلاق نمىباشند.
«مىتوان گفت كه شرط خلاقيت، هوش است و يا يكى از نشانههاى خلاقيت، هوش بالاست».
به زبان سادهتر، ردپا و نشانه وجود هوش، ظهور خلاقيت است.
از اين رو، گاهى هوش بالا هست، ولى خلاقيت ظاهر نمىشود و گاهى با ظهور خلاقيت، مىتوان هوش بالا را نتيجه گرفت.
مراحل خلاقيت ذهنى5
صاحبنظران، خلاقيت را غالباً يك فرايند پنج مرحلهاى مىدانند كه عبارتند از:
1. آمادگى؛ وقتى غرق مسئله يا موضوع مورد علاقهتان مىشويد و كنجكاوى شما تحريك مىشود، به سادگى از كنار مسئله رد نمىشويد.
2. پرورش؛ ايدههايى به ذهنتان خطور مىكند و در اين مرحله، گاهى بين امور، رابطهاى نامعمولى پيدا مىكنيد.
3. بينش؛ اين همان مرحله «آها» است؛ لحظهاى كه فرد به ارتباط مراحل پى مىبرد و مسئله حل مىشود؛ يعنى تمام قطعات پازل كنار هم چيده مىشود.
4. ارزيابى؛ حالا بايد تصميم بگيريد كه كداميك از ايدههايتان باارزش است و ارزش دنبال كردن را دارد.
5. بسط؛ اين، آخرين مرحله خلاقيت و غالباً طولانىترين و سختترين مرحله آن است؛ يعنى بايد بتوان آن را تعميم داد.
اديسون (مخترع مشهور) مىگويد:
خلاقيت يك درصد فكر بكر است و 99 درصد زحمت؛ يعنى خلاقيت گاهى تا يك درصد كافى است؛ ولى براى رسيدن به مرحله ارزيابى، بسط، گسترش و تعميم، 99 درصد زحمت لازم است.
ميهالى، يكى از متخصصين معروف مىگويد: پنج مرحله ساختار ذهنى و مهندسى ذهن در مسئله خلاقيت، به خوبى مطرح شده، اما هميشه آدمهاى خلاق، اين مراحل را با همين ترتيب طى نمىكنند.
به طور مثال، گاهى يك شكل يا نهايت يك محصول را فرد خلاق در ذهن مىبيند و حالا به پرورش ايدههايش مىپردازد.
در معماران خلاق، اين ايده جارى است.
خصوصيات متفكران خلاق
متفكران خلاق چه خصوصيتهايى دارند؟ «پركينز»6 چهار خصوصيت براى اين افراد خلاق است كه عبارتند از:
الف) تفكر انعطافپذير و شيطنتآميز
متفكران خلاق، انعطافپذيرند و با مسائل بازى مىكنند. نكتهاى كه تناقض برانگيز است، اين است كه خلاقيت اگر چه سخت و دشوار است، ولى اگر آن را آسان بگيريم، آسان مىشود و به تعبيرى، شوخى، چرخهاى خلاقيت را روان مىكند؛ البته منظور از شوخى در اين جا، انعطاف روحى و تخيل است.
ب) انگيزش درونى
آدمهاى خلاق، معمولاً از خلق كردن، لذت مىبرند و به نمره، پول و حتى راضى كردن ديگران خيلى اهميت نمىدهند؛ بلكه هميشه به دنبال خلق اين هشتند. بنابراين، آدمهاى خلاق، بيشتر انگيزش درونى دارند و نه انگيزش بيرونى.
ج) خطر پذيرى و ريسك
خطرپذيرى يا بىمبالاتى و بىتوجهى و قهرمانبازى متفاوت است.
آدمهاى خلاق، درصدى از خطر و ريسك را قبول مىكنند و از اين جهت اشتباه هم مىكنند؛ البته اين، نشانه مهارت كم آنها نيست؛ بلكه نشان مىدهد كه ايدههاى بيشترى دارند و امكانات بيشترى را در نظر مىگيرند. برخى از ايدههاى آنها جواب مىدهد و برخى ديگر با شكست مواجه مىشود.
پبلو پيكاسو، نقاش اسپانيايى قرن 12، بيش از بيست هزار نقاشى كشيد؛ ولى تمام آنها شاهكار نشدند. متفكران خلاق، با عدم موفقيتهاى خود كنار مىآيند و از شكست عبرت مىگيرند.
د) ارزيابى عينى كار7
بر خلاف اين تصور قالبى كه آدمهاى خلاق، خود محور و ذهن گرا هستند، اكثر متفكران خلاق سعى مىكنند از كارشان ارزيابى عينى داشته باشند. آنها براى قضاوتهاى فوق ملاكهايى دارند و به قضاوت آدمهاى قابل اعتماد و محترم بها مىدهند و به اين ترتيب، مىفهمند كه آيا با تفكر خلاقانه بيشتر مىتوان كارشان را بهبود بخشيد يا نه.
سه توصيه براى آدمهاى خلاق
1. خود را دست كم نگيريد و بر محور مهندسى ذهن خلاق خود تأمل بيشترى كنيد.
2. برنامه و زمانبندى داشته باشيد؛ عمر كوتاه است و فرصتها اندك و شما ممتاز.
همه آدمها رگههايى از خلاقيت دارند و يقيناً شما نيز در برخى زمينههاى مورد اشاره اين مقاله، خلاقانه ظاهر شده يا خلاقيتى بروز دادهايد. اگر مىخواهيد به ابعاد خلاقيت و مهندسى ذهن خود واقف شويد، اين نوشتهها را دوباره بخوانيد.
نتيجه
طى چهل منزل به بحث مهندسى ذهن و مقوله خلاقيت پرداختيم و سعى كرديم اين مبحث را با الگوها، روشها، به زندگى خلاقانه گره بزنيم.
مخاطب ما جوان است و جوان يعنى جهان؛ جهانى از توان.
از شما جوان خلاق و جوياى نام، انتظار مىرود كه روى مطالب تأمل داشته باشيد. شايد از بين مطالب همين چهل منزل، به نكات ظريفى از خلاقيت خويش دست يابيد. قبلاً نيز در اين سلسله مقالات كه چند ساله شده است، گفتهام كه «لذت كشف خويش را تجربه كنيد». شايد شما آدم خوش فكر، خلاق و مستعدى باشيد؛ ولى درنيافتهايد و به لذت كشف تواناى بى پايان خود نرسيدهايد.
تجربه كنيد كه به امتحانش مىارزد.
پىنوشت:
1. عبدالجواد فلاطورى، پيامبران و فيلسوفان، ترجمه مهدى كندانى، همشهرى، 1384، ص 9.
General .2
Spicial .3
Creativity .4
5. جان دبليو سانتراك، زمينه روانشناسى، ترجمه مهرداد فيروز بخت، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران 1383.
6. Perkins ,K.A Marcus, (2001) Cognitive - behavioral therapy to reduce weight conserns improves
Journal of consulting and clinical . psychology.69-pp. 604-613.
7. جان، ديليوسانتراك، زمينه روانشناسى، ترجمه مهرداد فيروز بخت، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران 1383.
-در پايان اين سوال درذهن مي آيدكه:(( راستي ما در كدام دسته از معلمــان بالا قرا ر داريم
معلمان موفق همواره طراحان و متفكران خوبي هستند. من در مسير شغليم به عنوان معلم و تربيت دهنده معلم، هزاران طرح درس نوشته شده به وسيله دانشجويان را مطالعه كرده و ارزيابي نمودهام. به جرات ميتوانم بگويم اشتباهات زيادي را ميبينم كه آنچه را كه طرح درس قرار است انجام دهد را تحريف يا تضعيف ميكنند. شما ميتوانيد مهارتهاي طرح درسي خود را اول از همه به وسيله تفكر دقيق در باره آنچه كه طرح درس قرار است انجام بدهد، بهبود بخشيد. هيچ جانشيني براي اين موضوع وجود ندارد. در تدريس نحوه تهيه طرح درس به دانشجويان، متوجه شدهام اغلب دانشجويان اشتباهات زير را مرتكب ميشوند:
1. هدف عيني درس مشخص نمي شود. (چيزي كه دانش آموز واقعا انجام خواهد داد كه مي تواند قابل مشاهده باشد.)
2. ارزشيابي درس بي ارتباط با رفتار بيان شده در هدف عيني است.
3. مواد مشخص شده در درس غيرمرتبط با فعاليتهاي يادگيري توصيفي واقعي هستند.
4. آموزشي كه معلم نسبت به سطح يادگيري دانشآموز مورد نظر به كار مي گيرد اثربخش نيست.
5. فعاليتهاي توصيف شده دانش آموز در طرح درس به صورت اثربخش و مستقيم با هدف درس هماهنگ و مرتبط نيستند.
يك طرحدرس كه مشتمل بر يك يا بيشتر از اين نوع اشتباهات است به دوباره فكر كردن[1] و بازبيني نياز دارد. در ادامه مطلب، اصول و راهنماييهايي براي كمك به شما براي بهبود و اصلاح طرحهاي درس اثر بخش و پرهيز از پنج اشتباه رايج ذكر شده است.
- اول شما بايد بدانيد چگونه طرح ريزي كنيد.
هدف يك طرح درس واقعا بسيار ساده است: هدف برقراري ارتباط است. اما شما ممكن است سوال كنيد ارتباط با چه كسي؟ پاسخ به اين پرسش در يك مبناي عملي اين است: شما. طرحهاي درسي كه شما تهيه مي كنيد شما را در جهت كمك به دانش آموزانتان براي نيل به خروجي هاي [2]يادگيري مورد نظر راهنمايي مي كنند. اگر يك طرح درس با يك قالب خاص سازگار باشد الزاما مناسب نيست. به هر حال واقعا آنچه كه شما مي خواهيد توصيف كنيد و آن چه كه شما مصمم به انجام آن هستيد بهترين معاني براي يك پايان هستند. اگر شما طرح درسي مي نويسيد كه مي تواند به طرق گوناگون تفسير يا اجرا شود ، آن احتمالا طرح درس خوبي نيست. اين به ما مي فهماند كه شخص بايد بداند كه يك كليد اصلي در ايجاد يك طرح درس مشخص است. آن است شبيه اين گفته است: " تقريبا هر سري از راههاي اتصالي سرانجام شما را از West Florida به Anchorage Alaska خواهد برد " همچنين فقط يكي از راههايي كه اين دو مكان را به هم وصل مي كند كوتاهترين و بهترين مسير است. بهترين در اينجا به اين معني است كه براي مثال رسيدن به Anchorage استفاده از يك اتومبيل نامطمئن مشكل متفاوتي از رسيدن به آنجا با استفاده از يك اتومبيل جديد مدل بالا است. شخص از چه فرايندي براي رسيدن به مقصد تبعيت مي كند؟ بستگي دارد به زمان و منابع در دسترس.
بنابراين اگر شما موافقت مي كنيد كه هدف طرح درس ارتباط برقرار كردن است، پس در مسير به انجام رساندن آن هدف، طرح درس بايد حاوي مجموعه اي از عناصري باشد كه فرايند را توصيف مي كنند. بياييد نگاهي به آنچه كه اين عناصر بايد باشند بيفكنيم.
طرح درس THE LESSON PLAN
1. اطلاعات اوليه[3]: ايجاد يك طرح درس از جايي شروع ميشود و يك محل خوب براي شروع، ايجاد فهرستي از توصيف اطلاعات عمومي در باره طرح درس است. اين اطلاعات مرزها يا محدوده هاي طرح را فراهم ميآورند. در اينجا يك ليست خوب از اين فقره اطلاعات وجود دارد: الف : پايه كلاس دانشآموزان كه طرح درس برايشان در نظر گرفته شده است. ب : موضوع يك درس خاص (رياضيات، خواندن، هنرهاي زباني، علوم، مطالعات اجتماعي و ....) ج: در صورت صلاحديد، نام واحد يا فصلي كه درس قسمتي از آن است. د: نام معلم.
2. اجزاي هر بخش يك طرح درس، بايد تكميل كننده تعدادي از اهداف در ارتباط با محتواي خاص، اهداف عيني، پيش نيازهاي يادگيري، آنچه اتفاق خواهد افتاد، توالي فعاليتهاي دانش آموز و معلم، مواد لازم و روشهاي ارزشيابي واقعي باشند. با هم بودن اين قسمتها منجر به يك پايان مي شود. (هدف) به معني ( آن چيزي كه اتفاق خواهد افتاد و فعاليتهاي معلم و دانش آموز). در پايان يك درس، ارزشيابي به شما مي گويد: واقعا دانشآموزان چگونه توانستند به اهدف درسي برسند.
اكنون به هر بخش جداگانه نگاهي مي اندازيم.
ورودي[4]: اين قسمت به مواد فيزيكي، ديگر منابع و اطلاعاتي كه در فرايند، نياز خواهند بود اشاره مي كند. اين وروديها چيستند؟ اول از همه، آيا شما در بارهي هدف درس وآن چه كه درس مي خواهد انجام دهد فكر كردهايد؟ وروديها براي توصيف بسيار آسان هستند. در يك طبقه بندي عمومي، وروديها از اين قرارند:
1. اطلاعات در باره دانش آموزاني كه درس براي آنها در نظر گرفته شده است. اين اطلاعات در برگيرنده، نه تنها سن و پايه كلاسي دانش آموزان بلكه در بردارنده چيزي است كه شما مي خواهيد به آنها ياد بدهيد.
2. اطلاعات در باره مقدار زماني كه شما براي به انجام رساندن درس تخمين مي زنيد.
3. توضيحاتي در باره موادي كه در تدريس مورد نياز خواهد بود و در عين حال مالكيت واقعي مواد.
4. اطلاعاتي در باره چگونگي دستيابي شما به مواد فيزيكي مورد لزوم.
5. اطلاعاتي در باره چگونگي بدست آوردن مجوزهاي و برنامه هاي خاص. براي مثال اگر طرح درس شما به يك گردش علمي[5] نياز دارد ، شما بايد بدانيد چطور آن را سازمان بدهيد. اگر طرح درس شما به يك سخنران مهمان[6] نياز داشته باشد( آتشنشان، وكيل، افسر پليس و ...) شما بايد بدانيد چگونه بايد مقدمات كار را فراهم آوريد تا شخص مورد نظر در زمان و مكان مناسب حضور داشته باشد.
فرايند[7]
اين يك طرح واقعي است. اگر شما كارهاي مقدماتي را انجام داده ايد ( فكر، توضيح وروديها) نوشتن طرح درس نسبتا آسان است. تعدادي سوال وجود دارد كه در خلق يك طرح درس، شما بايد به آنها پاسخ دهيد.
1. وروديها چه چيزهايي هستند؟ به اين معني كه شما به اطلاعاتي ضروري در باره (محتوي، مشخصات دانش آموزان، ليست مواد، پيش نيازها، تخمين زمان و ...) براي شروع طرح درس نياز داريد.
2. خروجي چيست؟ اين به معني تشريح چيزي است كه قرار است دانش آموزان ياد بگيرند.
3. من چه كار خواهم كرد؟ منظور، توصيف فعاليتهاي آموزشي شما در عمل است.
4. دانش آموزان چه كار خواهند كرد؟ منظور، توصيف چيزي است كه دانش آموزان در جريان درس انجام خواهند داد.
5. چگونه يادگيري اندازه گرفته خواهد شد؟ ارزشيابي پاياني شما چگونه انجام خواهد گرفت.
به عنوان مثال: اين قالبي[8] است كه به طور موفقيت آميزي براي ياد دادن طرح درس نويسي به دانشجويان مورد استفاده قرار گرفته است:
قالب طرح درس
معلم: ....................
موضوع: ....................
پايه كلاس: ..................
تاريخ: ...................
1. محتوي[9] : آنچه را كه قصد داريد تدريس كنيد را ارائه نماييد و شكل دانش را مشخص كنيد (مفهوم، قانون دانشگاهي، مهارت، قانون و اصول شبه قانوني يا دانش ارزشي) كه درس مشتمل بر آن خواهد بود.
2. پيش نيازها[10]: بيان كنيد دانش آموز در حال حاضر براي موفق بودن در اين درس چه چيزهايي بايد بداند. (ميتوانيد يك يا دو رفتار خاص مورد نياز براي شروع درس را فهرست كنيد)
3. هدف آموزشي[11]: آنچه كه ياد گرفته خواهد شد را به وضوح بيان كنيد. بايد به صورت هدف عيني كامل باشد.
4. روش آموزش[12] : اعمالي را كه در جريان تدريس انجام خواهيد داد را تشريح كنيد و در صورت صلاحديد، توصيفي از چگونگي معرفي درس به دانش آموزان، آنچه از تكنيكهاي آموزشي استفاده خواهيد كرد و چگونگي پايان دادن به درس را ارائه دهيد. شامل فعاليتهاي خاصي كه دانش آموزان در طول درس انجام خواهند داد.
5. مواد و تجهيزات[13]: مواد و تجهيزاتي كه هم به وسيله معلم و هم به وسيله دانش آموزان مورد استفاده قرار خواهد گرفت را فهرست كنيد همچنين نحوه استفاده از آنها را.
6. ارزشيابي[14]: توضيح دهيد شما چگونه اندازه يا مقدار[15] نزديك شدن دانش آموز به هدف آموزشي را خواهيد سنجيد. مطمئن شويد اين قسمت مستقيما در ارتباط با رفتارهاي ذكر شده در اهداف آموزشي است.
7. پي گيري فعاليتها[16] : مشخص كنيد چگونه ديگر فعاليتها يا مواد براي تقويت و توسعهي اين درس قابل استفاده خواهند بود. شامل: مشق، تكاليف و پروژه ها.
8. خود ارزيابي[17]: ( اين قسمت بعد از ارائه درس تكميل خواهد شد.) مشخص نمودن تركيب اصلي طرح درس، هم روي نقاط قوت و هم روي نواحي نياز به اصلاح و بهبود تمركزكنيد. يك فكر خوب، تجزيه و تحليل تفاوت بين آنچه كه شما ميخواستيد (اهداف) و آنچه شما به آن رسيدهايد (نتايج ارزشيابي) است.)
البته يك تفاوت قابل ملاحظه اي بين قابليت طرح و قابليت انجام آن در عمل وجود دارد. با وجود اين اگر شما قبل از آنكه طرح درستان را شروع كنيد با دقت در باره مقصودتان فكر كردهايد شانس موفقيت شما به خوبي شانس دانشآموزانتان بسيار زياد خواهد بود.