تبليغاتX
عظمت در نگاه توست نه در آنچه بدان مي نگري .حضرت امام موسي كاظم (ع)

خوش آمديد

گفتاری چند
كودكان در نگاه بزرگان
اريش كستنر (نويسنده آلماني )
عيدها تنها زماني است كه بچه ها بدون اين كه مجبور باشند تشكر كنند،هديه مي گيرند


آلفرد هيچكاك (كارگردان )
بچه هاي كوچك ، بيش از هر چيز ديگري مرا مي ترسانند.

پيربورداژ(نقاش فرانسوي )
بچه ها تصور مي كنند همه چيز برايشان امكان پذير است .بزرگتر ها مطالبق امكاناتشان عمل مي كنند.پيرها احساس مي كنند همه زندگيسان را به دنبال چيز هاي غيرممكن دويده اند.

يوستين گوردر (نويسنده و فيلسوف نروژي )
بچه ها هيچ وقت پيش داوري نمي كنند.اين اولين ويژگي يك فيلسوف بزرگ است . يك بچه جهان را همان طور كه هست و بدون پيش داوري ، يعني چيزي كه نگرش ما بزرگسالان را تحريف مي كند مي بيند.

آليس فرني (اديب فرانسوي )
اين كه ما به بچه ها ياد مي دهيم همه مشكلات فقط و فقط يك راه حل دارند،كار بسيار اشتباهي است

گوته (نويسنده و شاعر آلماني )
با بچه داشتن ،شما پدر و مادر نمي شويد،همانطور كه با پيانو داشتن ،پيانيست نمي شويد.

آندره ژيد(نويسنده فرانسوي )
اگر انسانها ما را طرد كنند.بهتر از اين است كه مورد تنفر بچه ها باشيم

آنا گاوالدا (نويسنده فرانسوي )
من دوست دارم بر دو چيز از نزديك حكمراني كنم :كتابها و بچه ها ،ولي از شانس بد تسلط بر اين دو كاري غير ممكن است .

ژان پياژه (روان شناس سوئيسي )
هر نكته اي را كه به كودك ياد مي دهيم ،از اختراع و اكتشاف آن جلوگيري مي كنيم

ژان لاكان (روان شناس فرانسوي )
يك بچه را با يك سيب و يك خرگوش در گهواره بگذاريد اگر او خرگوش را خورد و با سيب بازي كرد ،برايتان يك ماشين نو مي خرم

آلبركامو(نويسنده فرانسوي )
درد و رنج يك بچه وقتي عادلانه نباشد،بسيار نفرت انگيز و دردناك است.

كريستين بوبن (نويسنده فرانسوي )
بچه ها مثل دريانورداني هستند كه به هر نقطه اي نگاه مي كنند آن جا بيكران و وسيع است .

اسكاروايلد(نويسنده انگليسي )
بچه ها با دوست داشتن والدينشان زندگي مي كنند.وقتي بزرگ مي شوند،دوباره آنها قضاوت مي كنند و گاهي هم آنها را مي بخشند.

ضرب المثل چيني
پول ، ثروت بي جان است ،ولي بچه ها ثروت زنده هستند.

ژيلبرت سزبرون(نويسنده فرانسوي )
استعداد بچه ها اين است كه همه چيز را كشف مي كنند،بدون اين كه اسمش را بدانند.

آلبرت انيشتين (دانشمند آلماني )
تا زماني كه بچه هاي بدبخت در دنيا وجود دارند . كلمه پيشرفت معنايي ندارد.

الكساندر دوماي پدر (نويسنده فرانسوي )
چطور ممكن است بچه ها اين قدر باهوش باشند،در حالي كه خيلي از آدم بزرگ ها نادانند؟

كلود ميلر
تنها سلاح بچه ها عليه دنيا ‏‏، تصوراتشان است


چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 21:43| نویسنده : سکینه باقری |
هوش هشتگانه و خلاقيت
ورود به دنياى ذهن و خلاقيت، در حقيقت نگاهى به اوجگاه هنرنمايى خداوند، در موجودى به نام انسان است. خداوند حكيم در خلقت انسان، هنرهايى رقم زده است كه گاه توسط پزشكان و گاه توسط كاوش‏گران روان و هنرمندان، كشف و عرضه و مورد اشاره و تحليل قرار گرفته است.
دنياى ذهن از اين مقوله‏هاست؛ قابل رؤيت نيست؛ ولى قابل توصيف، تحليل و شناسايى است و دنياى علم و كاروان انديشه بشرى، بعد از ايجاد رشته‏هاى متعدد و متنوع، به آن دست يازيده كه يكى از اين عوالم و دانش‏هاى جديد، دنياى روان‏شناسى است. سعى شده است تا در اين مقاله، به اين بحث پرداخته شود.
هوش و قواى ذهنى از هوش كلامى شروع مى‏شود و تا هوش طبيعى گسترش مى‏يابد.
فردى به نام گاردنر (1683 تا 2002م.) مطالعات وسيعى بر روى هوش انجام داد و ديگران نيز روى نظريه او كار كرده‏اند.
او معتقد به وجود هشت نوع هوش است كه در ذيل با اين هشت هوش و حتى مشاغلى كه اين هوش‏ها در آنها نقطه قوت است (نه قطعيت و حتميت) آشنا مى‏شويم.
1. هوش و مهارت‏هاى كلامى‏
اين هوش و قواى ذهنى، شامل توانايى تفكر كلامى و استفاده از زبان براى بيان منظورهاست؛
يعنى افرادى كه بتوانند از كلام، در گستره وسيعى، جهت تبيين مقاصد و استدلالات خود استفاده نمايند. كلام، تراوشات ذهنى را به اصوات تبديل مى‏كند و بسيارى از متكلمان هم زيبا مى‏گويند؛ هم زيبا مى‏نويسند و هم زيبا تحليل مى‏كنند.

از صدرالدين شيرازى (فيلسوف متأخر اسلامى) سؤال شد كه تفاوت پيامبران و فيلسوفان چيست؟
او جواب داد «پيامبر آن كسى است كه با كشتى وحى، انسان‏ها را از يك طرف اقيانوس ناآرام زندگى و حيات، به طرف ديگر مى‏برد و فيلسوف و دانشمند تلاش دارد تا به واسطه نيرو و قواى ذهنى و فكرى خود مردم را تنها از يك طرف ساحل به طرف ديگر ساحل برساند».1
افراد نمونه اول در مشاغل مختلفى مانند: مؤلفان، روزنامه‏نگاران، سخنوران، مبلغان دينى، سخنرانان پرشور و حتى مدرسان و استادان موفق در ارتباط كلامى وجود دارند.
گاهى حتى در بين كم سوادان پيرامون ما نيز چنين افرادى يافت مى‏شوند كه قدرت كلامى فوق العاده‏اى دارند.
2. هوش و مهارت رياضى‏
اين گونه افراد، داراى قدرت و توانايى انجام عمليات رياضى‏اند. اين مهارت به استدلال و درك روابط عددى و منطق اعداد، اشكال، فضاى هندسى و رياضى ذهنى منتهى مى‏شود.
دقت، سرعت، درك‏هاى فراشناختى و استدلال هندسى و رياضى در اين افراد بسيار بالاست.
مشاغل مورد توجه و يا مناسب اين افراد، عبارتند از: مهندسى، حسابدارى، دانشمندى و نظريه‏پردازى.
3. هوش و مهارت فضايى‏
افرادى كه داراى مهارت فضايى‏اند، كسانى هستند كه توانايى تفكر سه بعدى را دارند. از اين رو به خوبى در تحصيل موقعيت يا شرايط فيزيكى و فضايى، پشت تركيب‏ها را مى‏بينند. مشاغلى مورد توجه يا مناسب اين افراد، عبارتند از: معمارى، نقاشى، ملوانى و....
4. هوش و مهارت بدنى - جنبشى‏
اين افراد داراى روحيه جنبشى و عدم سكون و تحرك زياد و دستكارى اشيا و ابزار و محيط فيزيكى پيرامون خود مى‏باشند و اصطلاحاً با ابزار و وسايل فيزيكى پيرامون مأنوس مى‏باشند و داراى تبحر جسمى‏اند.
مشاغل مورد علاقه و مناسب اين افراد عبارتند از: جراحى، صنعت گرى، هنرهاى زيبا و تئاترهاى پرتحرك و ورزش.
5. هوش موسيقيايى‏
اين دسته از افراد نسبت به اصوات و صداها و زير و بم بودن آهنگ‏ها حساس هستند. ريتم و تن صداها را مى‏شناسند و دقت فوق العاده‏اى در تشخيص صداهاى مختلط دارند.
مشاغل و حرفه‏هاى گرايشى يا مورد علاقه اين افراد، عبارتند از: آهنگ سازى، موسيقى، نكته‏سنجى و نقادى.
6. هوش و مهارت ميان فردى
اين رشته از افراد، توانايى بالايى در درك ديگران، تيپ‏شناسى، قرائت ذهن از حالات و سكنات افراد و ايجاد ارتباط و تعامل مثبت و مؤثر با ديگران را دارند و حتى در زندگى خصوصى و زناشويى موفق ظاهر مى‏شوند و در تربيت عاطفى فرزندان نيز موفق مى‏باشند.
مشاغل گرايشى يا مورد علاقه اين افراد، عبارتند از: معلمى، روان‏شناسى، روان‏كاوى، بهداشت روانى، مشاوره و....
7. هوش و مهارت درون فردى‏
اين مهارت در افرادى است كه توانايى فهم خود را دارند؛ يعنى اهل غور و تفحّص در خويش هستند و بيشتر جست‏وجو گر درون خويشند.
مشاغل مورد علاقه و يا توصيه شده به اين افراد، عبارتند از: الهيات، روان‏شناسى و انسان‏شناسى.
8. هوش و مهارت طبيعى‏
توانايى مشاهده الگوهاى طبيعت، فهم نظام‏هاى طبيعى و مصنوعى ساخته انسان و غور در طبيعت بى‏جان و جان‏دار، ويژگى‏هاى اين گونه افراد است.
مشاغل و علايق اين گونه افراد، عبارتند از: كشاورزى، گياه‏شناسى، بوشناسى، نقاشى چشم‏اندازها و هر نوع كار مربوط به طبيعت.
نبايد فراموش كنيم كه بسيارى از افراد از تمامى هوش‏هاى هشت گانه و قواى ذهنى بهره دارند؛ اما گاهى بعضى افراد در برخى هوش‏ها قوى‏تر و در برخى ضعيف‏ترند و نبايد فراموش كنيم كه اغلب افراد تركيبى از اين هوش‏هاى چندگانه‏اند.
نكته ديگر اين كه داشتن استعداد و هوش يا قواى ذهنى در اين نوع خاص، باعث گرايش به كارهاى مشابه، موازى يا جايگزين نيز مى‏شود.
بسيارى از افرادى كه به معمارى گرايش داشته‏اند و داراى هوش فضايى‏اند، گاهى به هنر و خصوصاً سينما و فيلم سازى كشيده مى‏شوند كه اين تفكرى چند بعدى است و دقيقاً با مهارت و هوش فضايى هماهنگى دارد. در جامعه ما نيز اين افراد زيادند. شهيد آوينى، داود ميرباقرى و... نمونه‏هايى از اين افرادند.
مهارت‏هاى طبيعى، آخرين اضافات گاردنر به نظريه هوش‏هاى متعدد است. گرى لارسون، كاريكاتوريست مشهور، مهارت‏هاى طبيعى بى‏نظيرى دارد. لارسون در دوران كودكى‏اش علاقه وافرى به علم و طبيعت داشت؛ ولى به جاى آن كه به دنبال اين رشته برود، علاقه‏اش را در كاريكاتورهايش بروز داد و جالب اين كه گواه مهارت‏هاى طبيعى لارسون اين است كه زيست شناسان نام برخى از گونه‏هاى جانورى را از كاريكاتورهاى او گرفته‏اند.
نكته حائز اهميت اين است كه گر چه او فعاليت جايگزينى را انتخاب كرد، اما ذوق تخصصى او باعث خلق آثار مى‏شد كه گرايش به هوش او داشت و استفاده كنندگان از آثارش نيز بيان‏گر اين موضوع مى‏باشند.
گاردنر معتقد است كه آرامش، مطالعه آثار ارزشمند و منطقى، فلسفى، ادبى، بالنده و دورى از آثار مخرب و تعديل لذت‏ها، ظهور و بروز اين قواى ذهنى، استعدادها و هوش‏ها را دو چندان مى‏كند.
همچنين طى تحقيقات گاردنر صدمه مغزى، به اين هوش‏ها آسيب مى‏رساند. هر يك از اين هوش‏ها، مستلزم وجود مهارت‏هاى شناختى خاصى هستند و هر يك در آدم‏هاى سرآمد و عقب ماندگان ذهنى يا مبتلايان به گوشه‏گيرى، برجسته مى‏شوند.
اخيراً در آموزش‏هاى مدرسه‏اى و دانشگاهى به نظريه گاردنر توجه شده و برنامه آموزشى و آزمايش طرح طيف مهارت‏ها و توانمندى‏هاى ذهنى با اين ايده شروع مى‏شود كه هر دانش‏آموزى در يك يا چند حوزه، توانمندى بالايى دارد.
آيا آدم‏ها هوش عمومى و قواى ذهنى متفاوتى دارند؟
چارلز اسپيرمن معتقد بود كه آدم‏ها داراى هوش عمومى‏2 و هوش‏هاى اختصاصى‏3 مى‏باشند؛ اما نظريه هوش‏هاى هشت‏گانه گاردنر اين مسئله را عميق‏تر مطرح ساخت و به طور كلى اختلاف نظر در مورد وجود يا عدم وجود برخى جنبه‏هاى هوش عمومى وجود دارد و اختلاف نظر در مورد ماهيت هوش‏هاى اختصاصى نيز ادامه دارد.
يكى از ويژگى‏هاى عمده تعدد يا عميق بودن هوش و قواى ذهنى افراد، ظهور خلاقيت‏4 است.
خلاق بودن چيست؟ خلاقيت، نوين، متفاوت و حتى غيرمعمول فكر كردن و رسيدن به راه‏هاى نامتعارف است.
نبايد فراموش كنيم كه هوش و خلاقيت، يكى نيستند؛ از اين جهت، بسيارى آدم‏هاى باهوش گاهى چيزهايى توليد يا عرضه مى‏كنند كه لزوماً نوين نيستند. همچنين گاهى آدم‏هاى بسيار خلاق به حرف جمع گوش نمى‏كنند؛ ولى آدم‏هاى بسيار باهوش، اغلب دنبال خشنود كردن جمع هستند.
آدم‏هاى خلاق، اغلب متفكران واگرا هستند. در تفكر واگرا، فرد براى يك سؤال، جواب‏هاى زيادى توليد مى‏كند. اگر بخواهيم قضيه هوش و خلاقيت را بيشتر باز كنيم، بايد بگوييم كه خلاقيت زاييده هوش است و اين قاعده حاصل مى‏شود كه اكثر خلاق‏ها باهوشند؛ ولى اكثر باهوش‏ها خلاق نمى‏باشند.
«مى‏توان گفت كه شرط خلاقيت، هوش است و يا يكى از نشانه‏هاى خلاقيت، هوش بالاست».
به زبان ساده‏تر، ردپا و نشانه وجود هوش، ظهور خلاقيت است.
از اين رو، گاهى هوش بالا هست، ولى خلاقيت ظاهر نمى‏شود و گاهى با ظهور خلاقيت، مى‏توان هوش بالا را نتيجه گرفت.

مراحل خلاقيت ذهنى‏5
صاحب‏نظران، خلاقيت را غالباً يك فرايند پنج مرحله‏اى مى‏دانند كه عبارتند از:
1. آمادگى؛ وقتى غرق مسئله يا موضوع مورد علاقه‏تان مى‏شويد و كنجكاوى شما تحريك مى‏شود، به سادگى از كنار مسئله رد نمى‏شويد.
2. پرورش؛ ايده‏هايى به ذهنتان خطور مى‏كند و در اين مرحله، گاهى بين امور، رابطه‏اى نامعمولى پيدا مى‏كنيد.
3. بينش؛ اين همان مرحله «آها» است؛ لحظه‏اى كه فرد به ارتباط مراحل پى مى‏برد و مسئله حل مى‏شود؛ يعنى تمام قطعات پازل كنار هم چيده مى‏شود.
4. ارزيابى؛ حالا بايد تصميم بگيريد كه كداميك از ايده‏هايتان باارزش است و ارزش دنبال كردن را دارد.
5. بسط؛ اين، آخرين مرحله خلاقيت و غالباً طولانى‏ترين و سخت‏ترين مرحله آن است؛ يعنى بايد بتوان آن را تعميم داد.
اديسون (مخترع مشهور) مى‏گويد:
خلاقيت يك درصد فكر بكر است و 99 درصد زحمت؛ يعنى خلاقيت گاهى تا يك درصد كافى است؛ ولى براى رسيدن به مرحله ارزيابى، بسط، گسترش و تعميم، 99 درصد زحمت لازم است.
ميهالى، يكى از متخصصين معروف مى‏گويد: پنج مرحله ساختار ذهنى و مهندسى ذهن در مسئله خلاقيت، به خوبى مطرح شده، اما هميشه آدم‏هاى خلاق، اين مراحل را با همين ترتيب طى نمى‏كنند.
به طور مثال، گاهى يك شكل يا نهايت يك محصول را فرد خلاق در ذهن مى‏بيند و حالا به پرورش ايده‏هايش مى‏پردازد.
در معماران خلاق، اين ايده جارى است.

خصوصيات متفكران خلاق‏
متفكران خلاق چه خصوصيت‏هايى دارند؟ «پركينز»6 چهار خصوصيت براى اين افراد خلاق است كه عبارتند از:
الف) تفكر انعطاف‏پذير و شيطنت‏آميز
متفكران خلاق، انعطاف‏پذيرند و با مسائل بازى مى‏كنند. نكته‏اى كه تناقض برانگيز است، اين است كه خلاقيت اگر چه سخت و دشوار است، ولى اگر آن را آسان بگيريم، آسان مى‏شود و به تعبيرى، شوخى، چرخ‏هاى خلاقيت را روان مى‏كند؛ البته منظور از شوخى در اين جا، انعطاف روحى و تخيل است.
ب) انگيزش درونى‏
آدم‏هاى خلاق، معمولاً از خلق كردن، لذت مى‏برند و به نمره، پول و حتى راضى كردن ديگران خيلى اهميت نمى‏دهند؛ بلكه هميشه به دنبال خلق اين هشتند. بنابراين، آدم‏هاى خلاق، بيشتر انگيزش درونى دارند و نه انگيزش بيرونى.
ج) خطر پذيرى و ريسك‏
خطرپذيرى يا بى‏مبالاتى و بى‏توجهى و قهرمان‏بازى متفاوت است.
آدم‏هاى خلاق، درصدى از خطر و ريسك را قبول مى‏كنند و از اين جهت اشتباه هم مى‏كنند؛ البته اين، نشانه مهارت كم آنها نيست؛ بلكه نشان مى‏دهد كه ايده‏هاى بيشترى دارند و امكانات بيشترى را در نظر مى‏گيرند. برخى از ايده‏هاى آنها جواب مى‏دهد و برخى ديگر با شكست مواجه مى‏شود.
پبلو پيكاسو، نقاش اسپانيايى قرن 12، بيش از بيست هزار نقاشى كشيد؛ ولى تمام آنها شاهكار نشدند. متفكران خلاق، با عدم موفقيت‏هاى خود كنار مى‏آيند و از شكست عبرت مى‏گيرند.
د) ارزيابى عينى كار7
بر خلاف اين تصور قالبى كه آدم‏هاى خلاق، خود محور و ذهن گرا هستند، اكثر متفكران خلاق سعى مى‏كنند از كارشان ارزيابى عينى داشته باشند. آنها براى قضاوت‏هاى فوق ملاك‏هايى دارند و به قضاوت آدم‏هاى قابل اعتماد و محترم بها مى‏دهند و به اين ترتيب، مى‏فهمند كه آيا با تفكر خلاقانه بيشتر مى‏توان كارشان را بهبود بخشيد يا نه.

سه توصيه براى آدم‏هاى خلاق‏
1. خود را دست كم نگيريد و بر محور مهندسى ذهن خلاق خود تأمل بيشترى كنيد.
2. برنامه و زمان‏بندى داشته باشيد؛ عمر كوتاه است و فرصت‏ها اندك و شما ممتاز.
همه آدم‏ها رگه‏هايى از خلاقيت دارند و يقيناً شما نيز در برخى زمينه‏هاى مورد اشاره اين مقاله، خلاقانه ظاهر شده يا خلاقيتى بروز داده‏ايد. اگر مى‏خواهيد به ابعاد خلاقيت و مهندسى ذهن خود واقف شويد، اين نوشته‏ها را دوباره بخوانيد.

نتيجه‏
طى چهل منزل به بحث مهندسى ذهن و مقوله خلاقيت پرداختيم و سعى كرديم اين مبحث را با الگوها، روش‏ها، به زندگى خلاقانه گره بزنيم.
مخاطب ما جوان است و جوان يعنى جهان؛ جهانى از توان.
از شما جوان خلاق و جوياى نام، انتظار مى‏رود كه روى مطالب تأمل داشته باشيد. شايد از بين مطالب همين چهل منزل، به نكات ظريفى از خلاقيت خويش دست يابيد. قبلاً نيز در اين سلسله مقالات كه چند ساله شده است، گفته‏ام كه «لذت كشف خويش را تجربه كنيد». شايد شما آدم خوش فكر، خلاق و مستعدى باشيد؛ ولى درنيافته‏ايد و به لذت كشف تواناى بى پايان خود نرسيده‏ايد.
تجربه كنيد كه به امتحانش مى‏ارزد.

پى‏نوشت:
1. عبدالجواد فلاطورى، پيامبران و فيلسوفان، ترجمه مهدى كندانى، همشهرى، 1384، ص 9.
General .2
Spicial .3
Creativity .4
5. جان دبليو سانتراك، زمينه روان‏شناسى، ترجمه مهرداد فيروز بخت، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران 1383.
6. Perkins ,K.A Marcus, (2001) Cognitive - behavioral therapy to reduce weight conserns improves
Journal of consulting and clinical . psychology.69-pp. 604-613.
7. جان، ديليوسانتراك، زمينه روان‏شناسى، ترجمه مهرداد فيروز بخت، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران 1383.



چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 21:42| نویسنده : سکینه باقری |
پنج خطای رایج در نوشتن طرح درس و چگونگی پرهیز از آنها

-در پايان اين سوال درذهن مي آيدكه:(( راستي ما در كدام دسته از معلمــان بالا قرا ر داريم

معلمان موفق همواره طراحان و متفكران خوبي هستند. من در مسير شغليم به عنوان معلم و تربيت دهنده معلم، هزاران طرح درس نوشته شده به وسيله دانشجويان را مطالعه كرده و ارزيابي نموده­ام.  به جرات مي­توانم بگويم اشتباهات زيادي را مي­بينم كه آنچه را كه طرح درس قرار است  انجام دهد را تحريف يا تضعيف مي­كنند. شما مي­توانيد مهارتهاي طرح درسي خود را اول  از همه به وسيله تفكر دقيق در باره آنچه كه طرح درس قرار است انجام بدهد، بهبود بخشيد. هيچ جانشيني براي اين موضوع وجود ندارد. در تدريس نحوه تهيه طرح درس به دانشجويان، متوجه شده­ام اغلب دانشجويان اشتباهات زير را  مرتكب مي­شوند:

 

1. هدف عيني درس مشخص نمي شود. (چيزي كه دانش آموز واقعا انجام خواهد داد كه مي تواند قابل مشاهده باشد.)

 

2. ارزشيابي درس بي ارتباط با رفتار بيان شده در هدف عيني است.

 

3. مواد مشخص شده در درس غيرمرتبط با فعاليتهاي يادگيري توصيفي واقعي هستند.

 

4. آموزشي كه معلم نسبت به سطح يادگيري دانش­آموز مورد نظر به كار مي گيرد اثربخش نيست.

 

5. فعاليتهاي توصيف شده دانش آموز در طرح درس به صورت اثربخش و مستقيم با هدف درس هماهنگ و مرتبط نيستند.

 

      يك طرح­درس كه مشتمل بر يك يا بيشتر از اين نوع اشتباهات است به دوباره فكر كردن[1] و بازبيني نياز دارد. در ادامه مطلب، اصول و راهنمايي­هايي براي كمك به شما براي بهبود و اصلاح طرحهاي درس اثر بخش و پرهيز از پنج اشتباه رايج ذكر شده است.

 

 - اول شما بايد بدانيد چگونه طرح ريزي كنيد.

 

     هدف يك طرح درس واقعا بسيار ساده است: هدف برقراري ارتباط است. اما شما ممكن است سوال كنيد ارتباط با چه كسي؟ پاسخ به اين پرسش در يك مبناي عملي اين است: شما. طرحهاي درسي كه شما تهيه مي كنيد شما را در جهت كمك به دانش آموزانتان براي نيل به خروجي هاي [2]يادگيري مورد نظر راهنمايي مي كنند. اگر يك طرح درس با يك قالب خاص سازگار باشد الزاما مناسب نيست.  به هر حال واقعا آنچه كه شما مي خواهيد توصيف كنيد و آن چه كه شما مصمم به انجام آن هستيد  بهترين معاني براي يك پايان هستند. اگر شما طرح درسي مي نويسيد كه مي تواند به طرق گوناگون تفسير يا اجرا شود ، آن احتمالا  طرح درس خوبي نيست. اين به ما مي فهماند  كه شخص بايد بداند كه يك كليد اصلي در ايجاد يك طرح درس مشخص است. آن است شبيه اين گفته است: " تقريبا هر سري از راههاي اتصالي سرانجام شما را از  West Florida به  Anchorage     Alaska خواهد برد " همچنين فقط يكي از راههايي كه اين دو مكان را به هم وصل مي كند كوتاهترين و بهترين مسير است. بهترين در اينجا به اين معني است كه براي مثال رسيدن به Anchorage  استفاده از يك اتومبيل نامطمئن مشكل متفاوتي از رسيدن به آنجا با استفاده از يك اتومبيل جديد مدل بالا است. شخص از چه فرايندي براي رسيدن به مقصد  تبعيت مي كند؟ بستگي دارد به زمان و منابع در دسترس.

 

       بنابراين اگر شما موافقت مي كنيد كه هدف طرح درس ارتباط برقرار كردن است، پس در مسير به انجام رساندن آن هدف، طرح درس بايد حاوي مجموعه اي از عناصري باشد كه فرايند را توصيف مي كنند. بياييد نگاهي به آنچه كه اين عناصر بايد باشند بيفكنيم.

 

 

طرح درس   THE LESSON PLAN

 

1. اطلاعات اوليه[3]: ايجاد يك طرح درس از جايي شروع مي­شود و يك محل خوب براي شروع، ايجاد فهرستي از توصيف اطلاعات عمومي در باره طرح درس است. اين اطلاعات مرزها يا محدوده هاي طرح را فراهم مي­آورند. در اينجا يك ليست خوب از اين فقره اطلاعات وجود دارد: الف : پايه كلاس دانش­آموزان كه طرح درس برايشان در نظر گرفته شده است. ب : موضوع يك درس خاص (رياضيات، خواندن، هنرهاي زباني، علوم، مطالعات اجتماعي و ....) ج: در صورت صلاحديد، نام واحد يا فصلي كه درس قسمتي از آن است. د: نام معلم.

2. اجزاي هر بخش يك طرح درس، بايد تكميل كننده تعدادي از اهداف در ارتباط با محتواي خاص، اهداف عيني، پيش نيازهاي يادگيري، آنچه اتفاق خواهد افتاد، توالي فعاليتهاي دانش آموز و معلم، مواد لازم و روشهاي ارزشيابي واقعي باشند. با هم بودن اين قسمتها منجر به يك پايان مي شود. (هدف) به معني ( آن چيزي كه اتفاق خواهد افتاد و فعاليتهاي معلم و دانش آموز). در پايان يك درس، ارزشيابي به شما مي گويد: واقعا دانش­آموزان چگونه توانستند به اهدف درسي برسند.

  

اكنون به هر بخش جداگانه نگاهي مي اندازيم.

 ورودي[4]: اين قسمت به مواد فيزيكي، ديگر منابع و اطلاعاتي كه در فرايند، نياز خواهند بود اشاره مي كند. اين وروديها چيستند؟ اول از همه، آيا شما در باره­ي هدف درس وآن چه كه درس مي خواهد انجام دهد فكر كرده­ايد؟ وروديها براي توصيف بسيار آسان هستند. در يك طبقه بندي عمومي، وروديها از اين قرارند:

1. اطلاعات در باره دانش آموزاني كه درس براي آنها در نظر گرفته شده است. اين اطلاعات در برگيرنده، نه تنها سن و پايه كلاسي دانش آموزان بلكه در بردارنده چيزي است كه شما مي خواهيد به آنها ياد بدهيد.

2. اطلاعات در باره مقدار زماني كه شما براي به انجام رساندن درس تخمين مي زنيد.

3. توضيحاتي در باره موادي كه در تدريس مورد نياز خواهد بود و در عين حال مالكيت واقعي مواد.

4. اطلاعاتي در باره چگونگي دستيابي شما به مواد فيزيكي مورد لزوم.

5. اطلاعاتي در باره چگونگي بدست آوردن مجوزهاي و برنامه هاي خاص. براي مثال اگر طرح درس شما به يك گردش علمي[5]  نياز دارد ، شما بايد بدانيد چطور آن را سازمان بدهيد. اگر طرح درس شما به يك سخنران مهمان[6]  نياز داشته باشد( آتشنشان، وكيل، افسر پليس و ...) شما بايد بدانيد چگونه بايد مقدمات كار را فراهم آوريد تا شخص مورد نظر در زمان و مكان مناسب حضور داشته باشد.

 

فرايند[7] 

        اين يك طرح واقعي است. اگر شما كارهاي مقدماتي را انجام داده ايد ( فكر، توضيح وروديها) نوشتن طرح درس نسبتا آسان است. تعدادي سوال وجود دارد كه در خلق يك طرح درس، شما بايد به آنها پاسخ دهيد.

1. وروديها چه چيزهايي هستند؟ به اين معني كه شما به اطلاعاتي ضروري در باره (محتوي، مشخصات دانش آموزان، ليست مواد، پيش نيازها، تخمين زمان و ...) براي شروع طرح درس نياز داريد.

2. خروجي چيست؟ اين به معني تشريح چيزي است كه قرار است دانش آموزان ياد بگيرند.

3. من چه كار خواهم كرد؟ منظور، توصيف فعاليتهاي آموزشي شما در عمل است.

4. دانش آموزان چه كار خواهند كرد؟ منظور، توصيف چيزي است كه دانش آموزان در جريان درس انجام خواهند داد.

5. چگونه يادگيري اندازه گرفته خواهد شد؟   ارزشيابي پاياني شما چگونه انجام خواهد گرفت.

به عنوان مثال: اين قالبي[8] است كه به طور موفقيت آميزي براي ياد دادن طرح درس نويسي به دانشجويان مورد استفاده قرار گرفته است:

 

 

قالب طرح درس

معلم:        .................... 

موضوع:   ....................

پايه كلاس: ..................

تاريخ:        ................... 

1. محتوي[9] : آنچه را كه قصد داريد تدريس كنيد را ارائه نماييد و شكل دانش را مشخص كنيد (مفهوم، قانون دانشگاهي، مهارت، قانون و اصول شبه قانوني يا دانش ارزشي) كه درس مشتمل بر آن خواهد بود.

2. پيش نيازها[10]: بيان كنيد دانش آموز در حال حاضر براي موفق بودن در اين درس چه چيزهايي بايد بداند. (مي­توانيد يك يا دو رفتار خاص مورد نياز براي شروع درس را فهرست كنيد)

3. هدف آموزشي[11]: آنچه كه ياد گرفته خواهد شد را به وضوح بيان كنيد. بايد به صورت هدف عيني كامل باشد.

4. روش آموزش[12] : اعمالي را كه در جريان تدريس انجام خواهيد داد را تشريح كنيد و در صورت صلاحديد، توصيفي از چگونگي معرفي درس به دانش آموزان، آنچه از تكنيكهاي آموزشي استفاده خواهيد كرد و چگونگي پايان دادن به درس را ارائه دهيد. شامل فعاليتهاي خاصي كه دانش آموزان در طول درس انجام خواهند داد.

5. مواد و تجهيزات[13]: مواد و تجهيزاتي كه هم به وسيله معلم و هم به وسيله دانش آموزان مورد استفاده قرار خواهد گرفت را فهرست كنيد همچنين نحوه استفاده از آنها را.

6. ارزشيابي[14]: توضيح دهيد شما چگونه اندازه يا مقدار[15] نزديك شدن دانش آموز به هدف آموزشي را خواهيد سنجيد. مطمئن شويد اين قسمت مستقيما در ارتباط با رفتارهاي ذكر شده در اهداف آموزشي است.

7. پي گيري فعاليتها[16] : مشخص كنيد چگونه ديگر فعاليتها يا مواد براي تقويت و توسعه­ي اين درس قابل استفاده خواهند بود. شامل: مشق، تكاليف و پروژه­ ها.

8. خود ارزيابي[17]: ( اين قسمت بعد از ارائه درس تكميل خواهد شد.) مشخص نمودن تركيب اصلي طرح درس، هم روي نقاط قوت و هم روي نواحي نياز به اصلاح و بهبود تمركزكنيد. يك فكر خوب، تجزيه و تحليل تفاوت بين آنچه كه شما مي­خواستيد (اهداف) و آنچه شما به آن رسيده­ايد (نتايج ارزشيابي) است.)

البته يك تفاوت قابل ملاحظه اي بين قابليت طرح و قابليت انجام آن در عمل وجود دارد. با وجود اين اگر شما قبل از آنكه طرح درستان را شروع كنيد با دقت در باره مقصودتان فكر كرده­ايد شانس موفقيت شما به خوبي شانس دانش­آموزانتان بسيار زياد خواهد بود. 

شنبه سیزدهم آبان 1385 ساعت 20:27| نویسنده : سکینه باقری |

JavaScript Codes