تبليغاتX
عظمت در نگاه توست نه در آنچه بدان مي نگري .حضرت امام موسي كاظم (ع)

خوش آمديد

گفتاری چند
آموزش تفكر به كودكان

براي اينكه دانش آموزان خوب تربيت شوند و افراد مفيدي در آينده باشند بايد متفكر ،خلاق ، نقاد و داراي بينش علمي باشند . و اين تنها در سايه ي انتقال اطلاعات به ذهن شاگردان حاصل نمي شود بلكه در برنامه هاي مدارس بايد روش هايي گنجانده شود كه از طريق آن ها دانش آموزان قابليت هاي چگونه آموختن را از طريق نظم فكري بياموزند و در زندگي روزمره ي خود به كار برند و با توجه به نقش اساسي محيط هاي آموزشي و روش هاي حاكم بر آن ها ، بايد به صورتي سازماندهي شوند كه دانش آموزان را به جاي ذخيره سازي حقايق علمي با مسائلي كه در زندگي واقعي با آن ها مواجه مي شوند درگير سازند .

ماهيت و تعريف تفكر:

بسياري از دانشمندان انسان را حيوان متفكر مي دانند و تفكر(1) را فصل مميز انسان و حيوان قرار مي دهند. با اين كه پاره اي از آزمايش ها نشان مي دهد كه تفكر در سطح پايين و ابندائي آن در ميان بعضي از حيوانات ديده مي شود ولي تفكر اساسي(2) مخصوص انسان است و علاوه بر جنبه ي فرهنگي طبيعت انسان اين خصوصيت نيز انسان را از ساير حيوانات مشخص و ممتاز مي سازد.(شريعتمداري،1382،ص379)
جان ديويي در كتاب چگونه فكر مي كنيم درباره ي مفهوم تفكر مي گويد : عملي است كه در آن موقعيت موجود ، موجب تاييد يا توليد واقعيت هاي ديگر مي شود ،يا روشي است كه در آن باورهاي آينده بر اساس باورهاي گذشته پايه گذاري مي گردد(به نقل از: شعباني، 1382،ص 44)
شريعتمداري در كتاب روانشناسي تربيتي خود تفكر را :جرياني كه در آن فرد كوشش مي كند مشكلي را كه با آن رو به رو شده مشخص سازد و با استفاده از تجربيات قبلي خويش به حل آن اقدام نمايد (1382،ص379) تعريف مي نمايد .

اهميت و ضرورت :

يادگيري از طريق شرطي سازي (3) (كه مد نظر رفتارگرايان است )يك يادگيري سطحي است و با يادگيري از طريق درك و فهم و بصيرت كه بر محور تفكر قرار دارد ، قابل تلفيق نيست. تفكر پايه ي ادراك و يادگيري را تشكيل مي دهد . فهم و ادراك اساسي هر چيز ، نتيجه ي تفكر درباره ي آن چيز است .
پيشرفت انسان در زمينه ي علمي ، ادبي ، هنري ، اخلاقي و معنوي همه در نتيجه ي تفكر انديشمندان حاصل شده است حل مشكلات زندگي ، اجتماعي و … در سايه ي تفكر و تعقل صورت مي گيرد . حضرت علي (ع) مي فرمايند: لا يستعان علي الد هر الا با لعقل (( تنها از طريق عقل مي توان بر زمانه پيروز شد.))(شريعتمداري،1380، ص18)

ويژگي هاي ذهني متفكر:

1) ترديد منطقي : معمولا امور را با ترديد مي نگرد و بدون ترديد از پذيرش افكار و عقايد خودداري مي نمايد.
2) كنجكاوي شديد.
3) فهم عميق : به معرفت سطحي قناعت نمي كند و ژرف انديشي خاصي در مطالعات او به چشم مي خورد.
4) ديد وسيع : غالبا امور را در سطح گسترده تري مورد مطالعه قرار مي دهد.
5) سعه ي صدر.
6) ترقي طلبي : از ركود و توقف رنج مي برد.
7) فروتني.
8) وحدت رويه شخصيتي هماهنگ و واحد دارد.
9) اتكا به نفس.
10) طرفداري از ارزش هاي انساني(شريعتمداري ، 1380 ، ص 90 ـ 94).

مقايسه ي آموزش به روش سنتي با آموزش تفكر :

در آموزش سنتي فعاليت اصلي كلاس بر عهده ي معلم است و معلم فعالانه به ارائه ي اطلاعات و دانش سازمان يافته مي پردازد و در صدد است تا آن ها را به ذهن شاگردان منتقل كند . و دانش آموزان منفعلانه بايد اطلاعات مورد نظر را حفظ كرده و در زمان ارزشيابي به خاطر آورده و پاسخ دهند در اين روش تاكيد بر محتواي درس است و اغلب كتاب درسي و معلم منبع اطلاعاتي محسوب مي شوند. ولي در آموزش براي متفكر بار آمدن دانش آموز معلم نقش راهنما و تسهيل گر را دارا بوده و دانش آموزان فعالند و در پي كسب اطلاعات از منابع ديگري علاوه بر معلم و كتاب درسي هستند.همچنين به جاي تاكيد بر محتوا بيشتر
بر روش تاكيد دارند و حجم اطلاعات دريافتي در درجه ي اول قرار ندارد و لزومي به حفظ كردن مطالب درس بدون درك و فهم آن ها نيست (سيف ، 1379)

عوامل بستر ساز تفكر :

الف : دانش:

اگر فرد درباره ي چيزي كه مي خواهد بيانديشد ادراك يا دانشي نداشته باشد قادر به تفكر و تجزيه و تحليل آن موضوع نخواهد بود و به همين دليل درباره ي هر موضوعي كه مي خواهيم در كلاس از اين روش استفاده كنيم بايد دانش آموزان راجع به آن اطلاعاتي داشته باشند و در غيراين صورت لازم است اين اطلاعات يا منابع و راه هاي كسب آنها را به شاگردان بگوييم و با آن ها آشنا كنيم.

ب : منش يا مشرب :

بايد دانش آموزان كم كم به اين روحيه و ديد برسند كه بايد با ترديد منطقي به مسائل نگاه كنند و درباره ي هر موضو عي بدون تعصب و گرايش خاصي عمل كنند .

ج : اقتدار (4):

گرايش انتقادي معمولا مورد توجه يا پذيرش قرار نمي گيرد . متفكران منتقد اهل مباحثه و پر سر و صدا هستند . آنان در واقع ماشين جامعه را به حركت در مي آورند و به سختي مي توانند بين خطوط كاوشگري و خطر كردن گام بردارند (شعباني ، 1382 ، ص89)
در كلاس درس هم بايد براي شاگردان اين اطمينان حاصل شده باشد كه اگر مطلبي را بر خلاف نظر معلم يا كل كلاس ابراز داشتند و از آن حمايت كردند مشكلي براي آنان به وجود نمي آيد و در بحث همه ي شاگردان به صورت منطقي به ارائه ي نظرها و ديدگاه هاي خود مي پردازند و كسي به خاطر عقيده يا نظري مورد ملامت قرار نمي گيرد و كم كم شاگردان به اين سطح برسند كه اگر در جمعي نظري مخالف آن ها داشتند ابراز كنند و با دليل از آن دفاع كنند .

نحوه ي سازماندهي كلاس درس به منظور تشويق تفكر:

الف : ايجاد تعادل بين محتوا و فرايند تدريس:

اگر تلاش معلمان در فرايند ياددهي – يادگيري تمام كردن كتاب درسي و آماده كردن شاگردان براي آزمون نهايي باشد اين روش از ديگر فعاليتهاي آموزشي از جمله پرورش تفكر ، در كلاس جلوگيري مي كند.

ب : ايجاد تعادل بين سخنراني و كنش متقابل :

معلم بايد از طريق تشويق مباحثه و پرسش و با استفاده از ديگر روش هاي مناسب براي تبادل انديشه در كلاس درس ، بين سخنراني خود و كنش متقابل دانش آموزان تعادل ايجاد كند.

ج : سازماندهي و طراحي فضاي كلاس :

فضاي آموزشي در پرورش مهارت هاي تفكر انتقادي نقش بسيار ارزنده اي دارد . سازماندهي و آرايش كلاس درس به منظور ايجاد فضايي براي تعامل بسيار دشوار اما مفيد و موثر است كه در ذيل به پنج نكته اساسي كه براي موثرتر شدن اين امر اشاره دارد پرداخته مي شود:

1) هر جلسه را با طرح يك مساله شروع كنيد :
درابتداي شروع هر درس تدريس را با يك سوال يا مساله ي جذاب شروع كنيم كه باعث جلب توجه دانش آموزان به درس مورد نظر گردد.

2) براي تشويق شاگردان به تعمق از سكوت استفاده كنيد :
علاوه بر روش هاي حل مساله ،بحث و گفتگو و حتي تبادل پر شور عقايد ، سكوت هم مي تواند به رشد تفكر انتقادي كمك كند.

3) فضاي كلاس را طوري مرتب شود كه باعث كنش متقابل شود :
شرايط فيزيكي كلاس درس در ايجاد محيطي مناسب براي تفكر انتقادي بسيار حائز اهميت است . فضاي كلاس درس بايد طوري طراحي شود كه تبادل انديشه را تسهيل كند . قرار دادن صندلي ها و ميزها در صف مستقيم و پشت سر هم ، تبادل انديشه و تفكر جمعي دانش آموزان را غير ممكن مي سازد . معلم ها با استفاده از تخيل و اندكي تلاش مي توانند وضعيت فيزيكي كلاس درس را اصلاح و فضايي ايجاد كنند كه باعث تبادل افكار دانش آموزان شود.
در كلاس هاي كوچك و كم جمعيت مي توان ميزها و صندلي ها را به صورت نيم دايره ، دايره ، چهارگوش يا به شكل(U ) يا ( نعل اسبي ) مرتب كرد. و در كلاس هاي بزرگتر هم مي توان شاگردان را به گروه هاي كوچك تقسيم كرد .در اين گونه سازماندهي كلاس هدف اصلي اين است كه دانش آموزان يكديگر را ببينند و با يكديگر به مباحثه و فعاليت بپردازند.

4)در صورت امكان به وقت كلاس بيفزاييد:
تفكر زماني پرورش مي يابد كه دانش آموزان فرصت كافي براي تعمق و تفكر داشته باشند . كلاس درس با زمان محدود براي پرورش تفكر مفيد و موثر نخواهد بود و كلاس هاي طولاني براي آموزش فنون تفكر انتقادي بسيار بهتر و موثرتر از كلاس هاي كوتاه مدت است : از اين رو ، معلمان بايد در صورت كمبود وقت تلاش كنند بر وقت كلاس بيفزايند تا دانش آموزان فرصت بررسي ، تبادل انديشه و تجزيه و تحليل اطلاعات را بيابند .

5) محيطي پذيرا ايجاد كنيد:
تلاش براي تشويق دانش آموزان به بحث و تبادل انديشه به محيطي پذيرا نياز دارد ؛ يعني جايي كه هم دانش آموزان در آن احساس امنيت كنند و هم معلمان بتوانند به يكديگر اعتماد و اطمينان نمايند.معلمان بايد با دقت و احترام به اظهار نظرهاي دانش آموزان گوش دهند . آنان مي توانند به طور مستند و معقول اظهارات نادرست دانش آموزان را رد كنند ، اما هرگز نبايد خود دانش آموزان را طرد نمايند يا مورد سرزنش قرار دهند.معلمان بايد براي اظهارات غلط يا درست دانش آموزان در فرايند بحث و تبادل انديشه ارزش يكساني قائل شوند ؛ زيرا محصول انديشه ي آنان است و زمينه اي براي انديشه ي مجدد و ٍ
?ويايي تفكرشان فراهم مي سازد(شعباني ، 1382 ، ص 93 – 97 )

نتيجه گيري:

با توجه به تحولات شگرفي كه در علوم و فناوري اطلاعات حاصل شده و نظريه ها و رويكردهاي جديدي كه نسبت به علم و روش هاي آموزش آن مطرح شده است ديگر متخصصان تعليم و تربيت به انتقال حقايق علمي و تاكيد بر محتواي دروس دست برداشته اند و اكنون بر روش و نگرش علمي در فرايند ياددهي – يادگيري تاكيد دارند و يادگيري روش علمي و كسب نگرش هاي علمي با روش هاي سنتي امكان پذير نيست و بايد به جاي آن ها از روش هاي جديد استفاده نمود . معلمان عزيز و گرامي نيز كه در اين خصوص پرچم دار محسوب مي شوند بايد با اين گونه روش ها و رويكردها آشنا بوده و ار آن ها در اداره ي كلاس و آموزش دروس گون
اگون استفاده. همكاران عزيز با توجه به شرايط كلاس و تجارب خود مي توانند به نحو بهتر و شيوه هاي جذاب تري در دروس گوناگون از اين روش استفاده نمايند .


پا نوشت ها:
1) Thinking 2) Reflective thinking 3) Conditioning 4) Authority


منابع:

1)سيف ، علي اكبر(1379) ؛ روانشناسي پرورشي (روانشناسي يادگيري و آموزش)؛تهران :آگاه.
2)شريعتمداري ، علي (1382) ؛ روانشناسي تربيتي ؛تهران :اميركبير .
3) شريعتمداري ،علي (1380)؛ نقد و خلاقيت در تفكر ؛ تهران : مركز نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي .
4)شعباني ، حسن (1382) ؛ روش تدريس پيشرفته (آموزش مهارت ها و راهبرهاي تفكر)؛ تهران : سمت .


چهارشنبه هشتم آذر 1385 ساعت 23:26| نویسنده : سکینه باقری |
ضرورت آموزش هنر

كاربرد حواس مختلف

بديهي است كه مغز ما نياز به تمرين و فعاليت دارد تا رشد كرده و سالم باقي بماند . زماني كه پديده ها و وقايع به وسيله ي حواس مختلف دريافت مي شوند. ( ديدن – شنيدن – لمس كردن – نرم كردن و بوييدن ) آن ها در چندين شبكه ي حافظه مرتبط با هم ذخيره مي شوند. حافظه اي كه بدين گونه ذخيره مي شود، قوي تر و قابل دسترسي تر از حافظه اي است كه فقط در يك حوزه ي حسي ذخيره شده است. لذا فعاليتهاي آموزشي چند حسي مثل بازي ها ، ايفاي نقش ، انگيزه ها و تجارب هنري مي توانند حافظه ي قدرتمندي را بيافرينند. لذا اگر چه كاربرد تمامي حواس در يك حوزه از تدريس ، غير ممكن است ، ولي هر چه قدر كه حواس بيشتر در طي يك درس بكار گرفته شوند، اين احتمال بيشتر وجود دارد كه مفاهيم بيشتري بخاطر سپرده شود و بعداً اصلاح گردند.

 رشد خود را راهبري دانش آموزان

براي آنكه قواي دروني دانش آموزان كاملاً در كلاس درس و سپس در زندگي شكوه گردد آنان نياز به آزادي قانونمند براي خود راهبري در يادگيري دارند. در واقع ، كافي نيست كه دانش آموزان در يك محيط برانگيزاننده باشند، بلكه آنها بايد به ايجاد و آفرينش اين محيط هم كمك كرده و مستقيماً با آن تعامل نمايند.آنها بايد فرصت هاي متعددي را براي گفتن داستان هايشان داشته باشند ، نه آن كه فقط شنونده داستان هاي معلم باشند.آموزش رسمي بايد آغازگر يك فرايند پويا باشد كه از طريق آن دانش آموزان به گونه اي پيشرونده وابستگي شان به معلمان و نمادهاي آموزشي كم شده و به آنها اراده اي براي اجرا و اداره ي يادگيري خود بدهند. لذا بايد هدف مربيان   آن باشد كه رشد دانش آموزان را تسهيل كرده تا آنان ، معلمان خودشان بشوند.

كاربرد عواطف و احساسات

به لحاظ فيزيولوژيك ، عاطفه نقش مهمي را در چگونگي يادگيري ما بازي مي كند. دانش آموزان هنگامي كه اطلاعات در يك زمينه عاطفي قرار داشته باشد آن بهتر به ياد مي آورند. چرا كه جريان و خط سير عصبي از طريق عواطف افزايش مي يابد. در واقع اگر يك مفهوم در يك زمينه ي عاطفي و احساسي ياد گرفته شود، دانش آموزان قادرند كه آن مفهوم را بخاطر بسپارند و بهتر هم به خاطر بياورند. لذا معلمان  بايد از طريق درگير ساختن دانش آموزان و ايجاد يك فضاي مهيج در كلاس ، سرزندگي و پويايي كلاسهاي درس خود را تضمين نمايند. در واقع ، بسياري از معلمان بر اين نكته واقف اند كه كودكان هنگامي با سهولت بيشتر ياد مي گيرند كه آنها از نظر عاطفي درگير آموزش و يادگيري دروس شده باشند ، چرا كه عاطفه توجه را هدايت مي كند و توجه هم ، يادگيري و حافظه را. اين روال و مسير ( تربيت هنري- برانگيختن عاطفي- توجه يادگيري و تقويت حافظه) الگويي را براي يادگيري پديد مي آورد

 

 طبيعي است مغز انسان از طريق طراحي دروسي كه الگو ها را مي توان در آن ايجاد كرد كمك نمايند. اين امر قطعاً از طريق تدريس دروس كه نشان مي دهند چگونه فعاليت هاي يادگيري كلاسي به طور طبيعي ، متناسب با موقعيت هاي واقعي زندگي است انجام مي گيرد

 

تسهيل يادگيري اجتماعي

عمده ي يادگيري دانش آموزان اجتماعي است و اين امر مستلزم آن مي باشد كه دانش آموزان با يكديگر كار كرده و از هم ياد بگيرند و به طور مشاركتي مشكلات خودشان را حل كنند. هنرها ، موقعيت ها و فرصت هاي فراواني را براي تعامل ، درك متقابل و يادگيري هاي اجتماعي فراهم مي آورد. اهميت تربيت هنري را در منظر كمك و مساعدتي كه به تحقق ساير اهداف نظام آموزشي مي كند، مورد بررسي قرار دهيم . شايد به شش هدف كلي برسيم ، كيفيت زندگاني ، انسانيت ، تكثير گرايي فرهنگي ، شهروندان ، آموزش عمومي ، رضايت شخصي (خودشكوفايي) به عبارتي تربيت هنري فرصت هايي بديع براي كسب نتايج مطلوب در زمينه هاي فوق را فراهم مي كند. و نمي توان نقش و تأثير مثبت و سازنده ي تربيت هنري را در بهبود يادگيري ساير حوزه هاي محتوايي مقوله اي يا قابل چشم پوشي جلوه داد.

دانش آموزاني  كه به فعاليت هاي هنري اشتغال دارند، از موقعيت و پيشرفت تحصيلي و آموزشي بيشتر و بالاتري برخوردارند، اين در حالي است كه اعتقاد داريم سطح عملكرد تحصيلي كودكاني كه تئاتر، موسيقي و هنر هاي تجسمي كار مي كنند، بالاتر مي رود، زير هنر ها را در خدمت ساير موضوعات برنامه ي آموزشي مدرسه قرار مي دهند و رشد مي كنند. يك برنامه ي درسي متوازن و تلفيقي بهترين ابزار يادگيري در همه ي حوزه هاست ، دقيقاً به علت حصول چنين نتايجي است كه تربيت هنري بايد اساساً از همان ابتداي ورود دانش آموزان به نظام آموزشي مد نظر باشد. اين برنامه از سه سالگي شروع و تا پايان دبيرستان بايد مستمراً ادامه يابد. در چنين ديدگاهي هنرها به هيچ وجه از معنا و مفهوم آموزشي و پرورشي جدا نمي باشد. به هر صورت مي توان نتيجه گرفت كه ترتيب هنري با توجه به آثار و نتايج مختلفي كه از نظر زيبايي شناسي ، رواني و آموزشي دارد، بايد به عنوان يك ضرورت و اولويت آموزشي از جايگاه شايسته ي خود برخوردار شود. چرا كه بدون وجود يك تربيت هنري مناسب ظرفيت ها و قابليت هاي دروني دانش آموزان پرورش نيافته و كاملاً ناشناخته و مهجور باقي خواهند ماند.

 

 

 

شنبه چهارم آذر 1385 ساعت 2:0| نویسنده : سکینه باقری |

JavaScript Codes