نقاشي زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طريق نقاشي كشيدن، قصه گويي، بازي كردن و… شناخته مي شوند.
نقاشي به ما كمك مي كند تا به دنياي دروني و روح كودك پي ببريم، بدانيم چه نيازهايي دارد، آيا كودك ناسازگار يا بيمار است؟ در بزرگسالي مي خواهد چه كاره شود و… به دليل علاقه بسيار ي از خانواده هاي عزيز و اهميت نقاشي كودكان تصميم دارم در اين شماره و در چند شماره آتي مفاهيم نقاشي كودكان را به صورت كاملاً خلاصه شده، تقديمتان كنيم. مفهوم خورشيد، ماه، آسمان، زمين، اتومبيل و حيوانات را در اين شماره با هم بررسي مي كنيم، لطفاً توجه داشته باشيد كه شما به كودك، موضوع نقاشي نمي دهيد و خودش آزادانه نقاشي مي كند.
1ـ خورشيد و ماه
در اغلب نقاشيهاي كودكان، خورشيد ديده مي شود. خورشيد نشانه امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشيد به معني پدر است. وقتي رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشيد را در حال درخشيدن مي كشد و وقتي رابطه آن دو مطلوب نيست كودك خورشيد را در پشت كوه ناپديد مي كند.
ترس كودك ازپدر به رنگ قرمز تند و يا سياه در نقاشي ديده مي شود. البته با يك نقاشي ما به قضاوت نمي پردازيم بلكه بايد چندين نقاشي كودك را بررسي كرد. ماه نشانه نيستي است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان مي كشند. كودكان در نقاشي خود ماه را با مرگ معني مي بخشند.
2ـ آسمان و زمين
آسمان به معني الهام و پاكي است. ولي زمين به معني ثبات و امنيت مي باشد. كودكان خيلي كوچك هيچ وقت خطي براي نشان دادن زمين ترسيم نمي كنند، ولي در سن 5 يا 6 سالگي كه آغاز به درك دلايل منطقي مي كنند به كشيدن زمين نيز مي پردازند.
3ـ اتومبيل
درجامعه امروزي ماشين نشانه قدرت است، به همين دليل در نقاشيهاي كودكان مخصوصاً پسربچه ها ماشين زياد ديده مي شود. وقتي يكي از اعضاي خانواده كه اغلب پدر و گاهي خود كودك است، رانندگي مي كنند، از ديدگاه برون فكني اهميت پيدا مي كند. بيشتر نوجوانان به بهانه اينكه كشيدن تصوير آدم حوصله شان را سرمي برد يا سخت است، از كشيدن شكل آدم خودداري مي كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجيح دادن كشيدن ماشين در اين دوره خود به خود نشان دهنده وابسته بودن شخص به دنياي خارج و زندگي ماشيني است. البته اين مسائل بستگي به سن، فرهنگ وعوامل ذهني و… نوجوان دارد.
4ـ حيوانات
اگر در نقاشي كودك شما تصاوير حيوانات ديده مي شود ممكن است دلايل مختلفي وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پي به آن مي بريد. كودكي كه در روستا زندگي مي كند و يا حيوانات خانگي دارد و يا عاشق حيوانات باشد و يا حتي زياد به باغ وحش برود طبيعي است كه حيوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگي كودك در خانواده از اهميت زيادي برخوردار است. اگر كودك به نوعي با حيوانات رابطه نداشته باشد و حيوان براي او در دسترس نباشد تصوير حيوان در نقاشي او اهميت خاصي پيدا مي كند. گاهي ممكن است كودك احساس گناه و تقصيري را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشي و در قالب حيوان نشان دهد.
مثلاً كودكي ممكن است به دليل اينكه ديشب درجايش خرابكاري كرده و سرزنش شده احساس گناه كرده باشد و در نقاشي اش شكل حيوان خاصي را مثل مارمولك بكشد. كشيدن حيوانات درنده نشانه فشارهاي دروني مخفي كودك است. مثلاً كودكي كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنيا آمده اش حسادت مي كند، در نقاشي ممكن است گرگ بكشد كه اين نشان دهنده ترس و دلهره كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشيد كه درتجزيه و تحليل نقاشي كودكان كه كاري بسيار ظريف و حساس است چون يك كار تخصصي و تجربي است شما رأي قطعي نمي دهيد. كودك شما بايد خودش به ميل خودش موضوع نقاشي را اتنخاب كند.
شما نبايد بالاي سر او بنشينيد و به او مداد رنگي به ميل خودتان بدهيد. او در نقاشي كردن بايد آزادي كامل داشته باشد. در پايان نقاشي از كودك بخواهيد كه در مورد تصاوير كشيده شده براي شما حرف بزند. اين گونه اطلاعات به شما در تجزيه و تحليل نقاشي كودك كمك مي كند. كودكان را به كشيدن تشويق كنيد اما آنها را مجبور نكنيد كه همين الان براي شما نقاشي بكشن
ايزاك نيوتن در خانوادهاي مزرعهدار به دنيا آمد. تحصيل در آن خانواده به هيچ وجه مرسوم نبود به طوري كه پدر و پدربزرگ او، حتي نميتوانستند نام خود را بنويسند يا بخوانند. آيزاك هنگام تولد، نوزادي نارس بود و همان طور كه بعدها اين موضوع را از بيان مادرش تعريف ميكرد، هنگام تولد آن به اندازهاي كوچك بود كه در يك شيشه يك ليتري جا ميگرفت. هيچ اميدي به زنده ماندن او نبود. با وجود اين، او زنده ماند، رشد كرد، از كوچكي فاصله گرفت و شخصيت بزرگي شد.
پدر نيوتن پيش از تولد او جان سپرد و شايد اگر زنده بود، به او اجازه تحصيل نميداد. او مزرعهدار بود و به احتمال زياد همين كار را براي پسرش مناسب ميدانست. مرگ پدر، ازدواج دوم مادر و واگذاري سرپرستي آيزاك به پدر بزرگ و مادربزرگش، فرصتي را فراهم آورد تا او به مدرسه برود. براي پدربزرگ و مادربزرگ كم حوصله آيزاك، فرستادن پسرك به مدرسه روزانه لطف زيادي داشت، زيرا با اين كار، آيزاك بيشتر روز را بيرون از خانه خواهد گذراند! آيزاك در مدرسه هم به اندازهي زماني كه نزد پدربزرگ و مادربزرگش زندگي ميكرد، تنها بود. او دوستان اندكي داشت.
در سالهاي نخستين تحصيل، يك همكلاسي داشت كه هم از لحاظ درسي و هم از لحاظ نيروي بدني، از او برتر بود. نيوتن در جريان يك درگيري از دست آن همكلاسي به شدت كتك خورد. طبيعي بود كينه او در دل نيوتن زبانه بكشد. بايد به نحوي از او انتقام ميگرفت. نيوتن نميتوانست با نيروي بدني با او رويارويي كند. از اين رو، تصميم گرفت در درس از او پيشي بگيرد. به اين ترتيب، نيوتن شاگرد اول كلاس شد!
آنچه كه نيوتن را در تمام مدت تحصيل خشنود ميكرد، مطالعه و ساختن ابزارها و ماشينهاي مكانيكي بود. او آسياب بادي كوچكي ساخته بود كه همانند يك آسياب واقعي كار مي كرد. البته در آسياب او "آسياباني" هم در نظر گرفته شده بود. او موشي را كنار آن نشانده بود كه به طور همزمان، گندم آرد شده را مي خورد. يك بار هم، بادبادكي ساخت كه فانوس كاغذي به آن متصل بود. وقتي شب هنگام بادبادك را به پرواز در آورد، مردمي كه از دور آن را ميديدند، چنان دچار ترس و وحشت شدند كه مدت ها در مورد جسم پرنده ناشناسي سخن ميگفتند.
ولي بيگمان، آن چه براي همه جالب است، داستان فرو افتادن سيب است و اين كه آيا اين داستان راست است و اگر اين چنين است، چگونه به كشف قانون گرانش(جاذبه) منجر شده است؟ در واقع، نيمي از اين داستان واقعيت دارد. سيبي در كار بوده، ولي آن سيب بر سر نيوتن نيفتاده است!
مدت زيادي بود كه موضوعي مهم ذهن او را مشغول كرده بود. چرا ماه به دور زمين ميچرخد؟ و چرا براساس نيروي گريز از مركز، مماس بر مدار خود به فضا پرتاب نميشود؟ چه نيرويي آن را در مدار خود نگه ميدارد؟ اين پرسشها در آن زمان عميقتر از آن چيزي بود كه امروز به نظر ميرسد. براي خيليها اين پرسش مطرح بود كه اگر زمين ميچرخد، چرا با وجود نيروي گريز از مركز كه گاليله ادعا مي كند وجود دارد، همه چيز از روي زمين به فضا پرتاب نميشود؟
نيوتن مقدار نيروي گريز از مركزي را كه در نتيجهي چرخش زمين به وجود ميآيد محاسبه كرد و نشان داد كه اين نيرو سيصد بار كوچكتر از نيروي گرانشي است كه از سوي زمين بر اجسام وارد مي شود. به همين جهت، با وجود نيروي گريز از مركز، اجسام به فضا پرتاب نمي شوند. نيوتن پس از اين كشف، به اين فكر افتاد كه ميدان اثر گرانش ممكن است تا فراسوي زمين هم ادامه داشته باشد و اين جاست كه داستان سيب مطرح ميشود.
روزي، هنگامي كه نيوتن سخت مشغول تفكر درباره نيروي گريز از مركز و گرانش بود، سيبي را در حال افتادن از درخت ديد. با خود گفت كه اگر نيروي گرانش تا بالاي شاخههاي درخت اثر ميگذارد، آيا نميتواند از آن هم فراتر رود؟ چرا ميدان اثر اين نيرو بايد محدود باشد؟ شايد اين نيرو روي ماه هم اثر ميگذارد؟ به اين ترتيب، او به قانون گرانش عمومي دست يافت كه بر پايهي آن دو جسم يكديگر را با نيرويي جذب ميكنند كه با مجذور فاصلهي آنها از يكديگر نسبت عكس دارد.اين نيرويي است كه ميان همهي اجرام آسماني وجود دارد و باعث گردش آنها در مدار مشخص مي شود.
برگرفته از كتاب: نيوتن در ۹۰ دقيقه، نوشته جان و مري گريبين/ ترجمهي پريسا همايونروز
نقش اولیاء در پیشرفت تحصیل کودکان
محیط خانوادگی دانش آموزان پیشرفته درسی با محیط خانوادگی دانش آموزان ضعیف چه تفاوتی دارد؟
معلمان غالباً در کلاسهای خود به دانش آموزانی برخورد می کنند که با هوش سرشار و کنجکاوی وافر خود نه تنها مطالب درسی را به سرعت فرا می گیرند بلکه وجود پرانرژی آنان، سؤالاتی که درکلاس مطرح می کنند و طرز درس جواب دادن آنان، محرکی نیرومند در جهت پیشرفت کلاس محسوب می شود. مسلماً هر آموزگاری آرزومند است در کلاس خود هرچه بیشتر از این قبیل دانش آموزان داشته باشد. اما در کنار این شاگردان، کودکان دیگری نیز به چشم می خورند که گاه غرق در رویای خود خاموش و آرام گویی در فضای دیگر و در دنیای دیگری غوطه ورند.
اینان هرگز سؤال نمی کنند که پیچگاه پاسخ صحیحی و کاملی در مقابل سؤالات معلم خود ندارند و اغلب به هنگام جواب دادن درس مضطرب خجالتزده و ناراحتند. گاهی نیز برعکس عصبی، پرخاشگر و ناآرام به نظر می رسند که این حالت به خصوص در حیاط مدرسه و ضمن بازی با همکلاسان به چشم می خورد. گویی این دانش آموزان می خواهند تلافی سکوت و کسالت ساعات گذرانده شده در کلاس را با فریاد و حرکات خشن جسمانی جبران کنند.
در بسیاری از کشورها برای پی بردن به عمل اختلاف کودکان در یادگیری مطالب درسی تحقیقات فراوانی انجام شده است تا با تشخیص این نکته که چرا برخی از دانش آموزان با وجود داشتن هوش کافی نمی توانند مانند سایرین مطالب را فرا گیرند به آنان کمک گردد و از شکست تحصیلی آنان جلوگیری به عمل آید زیرا عقب افتادگی های تحصیلی و فقدان روشهای مناسب آموزشگاه برای مقابله با آن نه تنها اعتماد به نفس دانش آموز را به تدریج از بین می برد بلکه آینده شغلی و حرفه ای او را نیز به خطر بیندازد.
در سالهای اخیر گروهی از متخصصین تعلیم و تربیت در کشور ضمن بررسی و تحقیق در مورد علل عقب افتادگی تحصیلی دانش آموزان با خانواده های بسیاری نیز تماس حاصل نموده و با مادران فراوانی مصاحبه نموده اند تا ضمن آشنایی با محیط خانوادگی شاگردان خصوصیات خانوادگی دانش آموزان پیشرفته و دانش آموزان ضعیف و عقب افتاده درسی کلاسها را با هم مقایسه کنند.
آن طور که از نتایج تحقیقات بر می آید محیط خانوادگی این دو دسته دانش آموزان کاملاً از نظر مادی و فرهنگی با هم فرق دارد و از آن گذشته طریق آموزشی مادران بر فرزندان خود در میان طبقات اجتماعی نیز متفاوت است. در طی تحقیقات مسلم گشته است که مادران شاگردان زرنگ اغلب گرمتر و با محبت تر از مادران دیگر به نظر می رسند و از ابزار محبت، صحبت و همکلامی با کودک خود ابا ندارند این مادران به شخصیت فرزندشان احترام می گذارند، او را کمتر سرزنش می کنند، توانائی های او را در نظر می گیرند و بدون اینکه فشار زیاد به وی وارد کنند یا دائم برای درس و مشقش از او باز خواست نمایند، محیط مناسبی در خانه برایش فراهم می کنند تا بتواند در آرامش کامل تکالیفش را انجام دهد. این مادران ضمن زیر نظر داشتن تکالیف درسی فرزندشان را آزاد می گذارند تا آنطور که مایل است درس بخواند و استقلال و خودکاری را در او تشویق می کنند در حالیکه اغلب مادران مه فرزندشان عقب افتادگی تحصیلی دارد به فرزند خود کمتر فرصت می دهند تا مسائل و مشکلاتش را خودش حل کند. مثلاً به هنگام راهنمایی درس به او کمتر مهلت می دهند تا کودک خودش فکر کند و جواب صحیح را بیابد بلکه اغلب مایلند به زور مفاهیم و اطلاعات را به همانگونه که در کتاب نوشته شده است به او منتقل کنند بسیاری از این مادران به طور ناخودآگاه از بزرگ شدن و مستقل شدن فرزند خود واهمه دارند و با مراقبتها و دخالتهای فراوان جلوی رشد استقلال او را می گیرند به علاوه آنان در موارد بسیار و به بهانه های مختلف فرزند خود را سرزنش می کنند و با مقایسه دائمی او با کودکان مانع رشد اعتماد به نفس در او می گردند.
متخصصین تعلیم و تربیت ضمن بررسی کیفیت تربیتی و خانوادگی این دو دسته از دانش آموزان به این نتیجه رسیده اند که محیط زندگی دانش آموزان ساعی و پیشرفته در موارد زیر با محیط خانوادگی دانش آموزان ضعیف و عقب افتاده درسی اختلاف دارد:
1- برخورداری دانش آموزان ساعی از محیط گرم و با ثبات خانوادگی در خانواده شاگردان پیشرفته اختلاف عقیده، جر و بحثهای بیهوده و دعواهای خانوادگی می تواند مولد اضطراب و ناآرامی در کودک گردد کمتر وجود دارد و به طور کامل خانوادگی آرام و پر تفاهم به نظر می رسد.
2- برخورداری از وقت آزاد و توجه والدین: اولیا شاگردان زرنگ به خصوص مادران آنان وقت بیشتری را صرف تربیت و آموزشی فرزند خود می کنند با او بیشتر به صحبت و بازی می پردازند به او جرأت اظهار نظر و شرکت در تصمیم گیریهای خانوادگی را می دهند از او انتظار پیشرفت و ترقی دارند و او را به صورت فرد مسئولی می بیند که دارای توانایی ها و استعدادهای متعدد است بنابراین محیط خانه و برنامه های زندگی خود را طوری تنظیم می کنند که به رشد و تعالی این توانایی ها بینجامد این مادران به فرزند خود توجه نشان داده و اجازه می دهند که او غمها، شادیها و نگرانیهایش را بدون اینکه مورد تمسخر و یا سرزنش قرار بگیرد آزادانه ابراز کند.
3- توافق اولیاء در مورد مسائل تربیتی- در غالب خانواده هایی که مورد مصاحبه قرار گرفته به نظر می رسید که پدر و مادر در مورد مسائل تربیتی توافق دارند و کمتر اتفاق می افتد که پیشنهاد مادر و راه و روش تربیتی او مورد سرزنش و انتقاد پدر خانواده قرار گیرد و یا برعکس به عبارت دیگر پدر و مادر هر کدام با تائید نظر و روش دیگری به تحکیم شخصیت وی در خانواده کمک می کنند بدیهی است اختلافات سلیقه ای اولیاء دور از چشم و حضور کودکان مورد بحث و بررسی قرار گرفته اولیاء سعی می کنند به نحوی به توافق برسند.
4- تحمل اولیاء در مقابل سروصدا و ریخت و پاش کودکان – اولیاء دانش آموزان پیشرفته اکثراً در مورد سروصدا و ریخت و پاش کودکان تحمل بیشتری از خود نشان می دهند و با اینکه به نظم و تربیت محیط خانه توجه دارند اما شادی و آرامش کودک بر ایشان اهمیت ویژه ای دارد و به آثار مثبت و تربیتی بازی در رشد کودک واقفند اما مادران این دانش آموزان فرزندان خود را طوری عادت می دهند که پس از پایان بازی و یا کارهای درسی خود به تناسب سن و توانائیش به مرتب کردن و نظافت محیط اطراف بپردازند و در حفظ پاکیزگی و زیبائی محیط زندگی او را نیز شریک می نمایند.
5- تحمل اولیاء در مورد عدم اطاعت کودکان از بزرگسالان- با اینکه هر دو دسته نسبت به عدم اطاعت کودکان از پدر و مادر و به طور کلی بزرگسالان حساس بودند اولیاء کودکان ضعیف به طور محسوسی کم تحمل تر و حساس تر از دسته دیگر اولیاء به نظر می رسیدند ضمن محاصباتی که با مادران مختلف انجام گرفت مشخص گردید که مادران شاگردان پیشرفته در مقابل شیطنت ها و احیاناً کارهای ناپسند خود که از روی ناآگاهی انجام می شده کمتر به تنبیه و سرزنش متوسل می شوند بلکه سعی می کنند ضمن صحبت، استدلال و بحث در مورد موضوع، کودک را نسبت به عواقب رفتارش آگاه کنند و ضمناً فرصتی برای جبران کار ناشایست در اختیار او قرار دهند در حالیکه برخی از مادران شاگردان عقب افتاده درسی اظهار می داشتند که اکثراً با تنبیه بدنی، داد کشیدن و سرزنش کودک سعی می کنند مسائل انضباطی را حل کنند.
6- عکس العمل اولیا در مقابل انتظارات و توقعات بلهوسانه فرزند- به نظر می رسد که مادران شاگردان زرنگ از قدرت شخصیتی بیشتری برخوردار بوده می توانند بدون ابراز خشونت در مقابل هوسها و توقعات زیاد فرزند خود مقاوم و با ثبات باشند در حالیکه مادران شاگردان ضعیف، گاه خشن، زمانی تسلیم و گاهی نا مطمئن و متزلزل به نظر می رسند برخی از این مادران اظهار داشتند که برای تهدید و ترساندن به شوهر خود شکایت می کنند چیزی که مسلماً به رابطه خوب و سالم پدر و فرزند لطمه وارد می آورد و باعث می شود تصویر خشن و نامهربانی از پدر در ذهن فرزند باقی بماند.
نکات فوق ثابت می كند که فضای خانوادگی کودکانی که معمولاً ردیف های عقب کلاس را اشغال می کنند و مشکلات درسی فراوان دارند دارای کیفیت پایینی است.محیط زندگی این دانش آموزان غالباً بی ثباتی نا آرام و خالی از تجربیات مفید تربیتی است مادرانشان کم حوصله و گرفتار به نظر می رسند و کمتر تحمل سروصدا و بازیهای کودکانه فرزند خود را دارند. رفتار این مادران در برخورد به مسائل و مشکلات کودکان تا حدودی خشن و نا آرام است این رفتار واکنش های ناشی از ترس و نگرانی را در کودکان به وجود می آورد و مانع رشد ذهنی آنان می گردد برای همین است که این قبیل شاگردان در مقابل هر نوع فعالیت آموزشی ابراز انزجار یا بی علاقگی می نمایند و رفته رفته با از دست دادن حسن اعتماد به نفس به صورت دانش آموزان ضعیف و عقب مانده تحصیلی در می آیند.
محیط خانوادگی دانش آموزان پیشرفته درسی با محیط خانوادگی شاگردان ضعیف چه تفاوتی دارد؟
بی تفاوتی- بی حوصلگی- خشونت اولیاء واکنشهای ترس و اضطراب را در کودکان به وجود می آوردکه به سلامت روان آنان صدمه می زند و رشد ذهنی را متوقف می سازد.شاگردان زرنگ غالباً از محیط گرم و با ثبات خانوادگی- وقت بیشتر- توجه بیشتر و تحمل اولیاء خود برخوردارند.
اهمیت و ضرورت تغییر نگرش در مدیران
تاریخ با ملّت بزرگی که نمی تواند نیازهای تربیتی شهروندان خود را رفع کند خوب تا نخواهد کرد.
در صورت وجود ویژگی های زیر رهبران تربیتی و آموزشی از پس پیچیدگی جهان امروز بر خواهند آمد. این ویژگی ها شامل:
1- بینش استراتژیک
2- رویکرد جهانی به معضلات کنونی
3- توان نوآوری و انطباق با تغییر
4- برخورد اخلاقی با مسائل
5- توان بالای یادگیری
6- توان بالای تغییر ذهنیت و فکرو انعقاد پذیری
7- توان آگاه کردن مردم
8- تمایل به ایجاد نظام مشارکتی و پاسخگو
با داشتن چنین ویژگیهایی هدف بزرگ آموزش و پرورش یعنی آموختن، یادگیری در زندگی و از زندگی، و فهمیدن جهان در حال تغییر تحقق می یابد و این مدیران نظامهای آموزشی را مورد بازسازی قرار می دهد.
نقش معلمان ضمن تقویت ارزشهای معنوی و انسانی، استعداد و توانایی فرد رابرای فهمیدن، قضاوت کردن، تفکر انتقادی و اظهار عقیده پرورش می دهند.
و اما چند توصیۀ راهبری
1- توجه به آموزش تفکر انتقادی در تمام سطوح آموزشی و استفاده از استراتژی های آموزشی که منجر به پرورش تفکر و استفاده از مهارتهای عقلانی فراگیر می شود.
2- در آموزش به جای تکیه به روش سنتی حافظه پروری، به روش تحقیق و حل مسئله توجه شود.
3- مهارتهای ارتباطی و اجتماعی جزء مهم ترین اهداف تعلیم و تربیت قلمداد گردد.
منبع :مجله فرهنگي تدبير
باز نام تو شده زينت هر محفل ما
جز غم عشق تو نبود ما را سودايي
عشق سوزان تو آغشته به آب وگل ما

فرا رسيدن ايام سوگواري شهادت اباعبدالله الحسين تسليت باد .

